اشاره به فعالیت های شهید:
شرکت در راهپیمائی ها و مجالس عمومی و مخفی
شرکت و فعالیت رزمی و تبلیغی در بسیج مسجد هدایت
حضور در فعالیتهائی چون گشتهای شب صندوقهای رأی گیری به مناسبتهای مختلف، تاکتیکهای نظامی و ورزشی و همکاری با روحانیت و سپاه و مردم حزب ا...
شرکت در جبهه های نبرد بعنوان نیروی تبلیغی و رزمی در واحد تخریب تیپ ۲۱ امام رضا علیه السلام
مقید بودن به اجراء نماز جماعت ادعیه و نماز شب روزه های مستحبی
شرکت در جبهه های نبرد در سه مرحله
زندگینامه شهید:
روحانی شهید موسی ابراهیمی در تاریخ 1344/6/1 در کارخانه قند آبکوه مشهد متولد شد. در سال 1350 دوره دبستان ابتدائی را آغاز و در سال 1354 به پایان رسانید. بعد از ورود به دوره راهنمایی و گذراندن 2 سال ، بعلت علاقه شدیدی که به درس علمی و روحانیت داشت ، دوره راهنمائی را ادامه نداد و در سال 1356 به مدرسه علمیه رفت. شهید مبارز بخاطر اینکه کار پدرش تعطیل نشود ، مجبور شد مدتی درس طلبگی را رها کند و در مغازه پدرش مشغول به کار شود. در دوران انقلاب هم درس طلبگی را می خواند و هم به مبارزه خود ادامه می داد و در همه راهپیمائی ها و مجالس عمومی و مخفی علیه طاغوت شرکت می کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، امام (ره) دستور تشکیل بسیج مردمی را دادند و روحانی شهید در مسجد هدایت واقع در 20 متری طلاب در بسیج مردمی ثبت نام کرد و بار دیگر فعالیت های رزمی و تبلیغی خود را آغاز کرد. وی در سال 1364 برای سومین بار به جبهه رفت.
به نقل از برادر شهید:
وقتی برای سومین بار می خواست (از طریق سازمان تبلیغات اسلامی) به جبهه برود آمد و به من گفت: من راه خودم را انتخاب کردم و آنقدر عاشق جبهه شدم که لحظه ای نمی توانم طاقت بیاورم. اکنون درس هایم تعطیل شده به مدت یک ماه و در این مدت من می خواهم به جبهه بروم و خداحافظی کرد و رفت. روحانی مبارز شهید موسی ابراهیمی در شهید:تاریخ 1364/5/22بعد از نوشتن آخرین نامه به خانواده اش و خبر از اینکه "تا چند روز دیگر می آیم" و دیگر برایم نامه ننویسید و برای من زیاد دعا کنید که خداوند مرا توفیق دهد که به آرزوهایم که در آن راه گام برداشتم برسم و به لقاء الله بپیوندم و شماها را در قیامت شفاعت کنم ، دیگر نامه دادن هایش قطع شد و در همان تاریخ در محل جزیره مجنون با اصابت ترکش خمپاره در حال وضو گرفتن ، در رزمی خداپسند سر را در راه درست و در طبق اخلاص به رسم هدیه تقدیم نمود و به فیض رفیع شهادت نائل آمد.
به نقل از هم حجره ای شهید:
موسی خیلی مقید بود که در کنار درس ها ، به اخلاق و رفتارمان هم برسیم ، برنامه ای هم پیشنهاد کرد می گفت: اگر مرتکب دروغ شدیم ، یک نومان و اگر غیبت کردیم پنج تومان و اگر کار خلاف ادبی مرتکب شدیم نیز یک تومان جریمه بدهیم و آخر هم پول های جریمه را بهجبهه ها هدیه کنیم. روزهای اول خیلی جریمه می شدیم ولی این آخرها دیگر جریمه ها خیلی کم شد و راستی که پیشرفت کرده بودیم.
آرزوی شهادت (نقل از مادر شهید):
نماز که می خواند خیلی گریه می کرد خصوصا وقتی نمازشب می خواند، آنقدر گریه می کرد که من (مادر) هم از گریه اش ، گریه ام می گرفت ، با خودم می گفتم: خدایا! این بچه از تو چه می خواهد که این قدر گریه می کند؟!
توصیه به صبوری (نقل از مادر شهید):
هنوز عازم جبهه نشده بود ، روزی از مدرسه نوار سخنرانی آورد که من گوش کنم ، همه اش سخنران از صبر و استقامت حضرت زینب (س) می گفت. نوار که تمام شد به من گفت: مادر ، تو هم میتونی مثل حضرت زینب صبور باشی؟! گفتم: سعی میکنم.
تبلیغ در هر جا و زمان:
چند نفری در یک کوپه قطار بودیم ، داشتیم می رفتیم اندیمشک. موسی رو به ما کرد و گفت: باید از فرصت استفاده کنیم ، من طلبه هستم اگر دوست دارید نمازایتان را بخوانید تا من قرائت شما را اصلاح کنم؟ بعد هم وضو گرفتن ، غسل کردن ، تیمم کردن را عملا به ما یاد داد ، ما هم که نوجوان بودیم و اطلاعاتمان کم بود از خدا خواستیم.
وصیت نامه:
خداوندا! اكنون كه تنها با تو سخن ميگويم و تو را شكرگزارم؛ پس تو را شاهد ميگيرم عزيزترين و بهترين چيزي كه تو به من دادي، آن جانم ميباشد و چيزي بهتر از آن ندارم؛ پس آن را در راه تو و براي تو و براي رضاي تو هديه مي نمايم؛ هديهاي كه خود تو به ما عنايت فرمودي زيرا:
آن كس كه تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانة تو هر دو جهان را چه كند
پروردگارا! باز تو را شاهد ميگيرم كه اين راه را با آگاهي كامل انتخاب نمودم و با تمام وجودم شهادت را كه سعادتي بس بزرگ است ميپذيرم؛ چرا كه شهادت حد نهايي تكامل يك انسان است و نيز شهادت رداي سرخي است كه عاشقان الله را به خود ميپيچد چنان كه عارفان گويند:
اي خوشا با فرق خونين در لقاي يار رفتن
سر جدا پيکر جدا در محضر دلدار رفتن
شهادت مرگي آگاهانه در راه هدف مقدس ميباشد و مقدستر از اسلام نخواهد بود و هدف ما هم همين است كه حاكميت قانون -كه همان حاکميت قرآن كريم است- را در سراسر جهان برقرار سازيم.
زماني هابيل در مقابل قابيل و زماني حسين - عليهالسلام- در مقابل يزيد و امروز هم نيز شاهد درگيري جبهة حق؛ (يعني ايران اسلامي و به پا خواسته به رهبري امام خميني) و جبهه باطل؛ (يعني دنياي كفر به رهبري ابرجنايتكاران چون امريكا، شوروي، انگليس، اسرائيل و حاميانشان است) و وظيفة هر كس است كه موضع خويش را در برابر اين جبههها مشخص كند و باعمل ادعاي خويش را به اثبات برساند. «الهي رضا بقضائك و تسليما لامرك». اي كساني كه نداي ما را ميشنويد تا زماني كه دشمن نابود نشده و مستضعفان از زير سلطة ابرقدرتهاي جهانخوار بيرون نيامده و كربلا را بعثيان رها نكرده و قدس عزيز از چنگال صهيونيسم خارج نگشته و مكة معظمه آن خانة خدا و محل عبادت و سياست آزاد نشده همه ذليل هستيم و تنها رمز رسيدن به اين اهداف مقدس، پشتيباني از ولايت فقيه ميباشد. به درستي كه «ولله العزه و لرسوله و للمؤمنين».(سوره منافقون، آيه 8)
ملت عزيز! لحظهاي بيانديشيد كه ما چه بوديم، كه بوديم، چه هستيم و كه هستيم. ملتي منحط بوديم كه در فساد غوطهور بوديم ولي دست خدا از آستين روحالله به درآمد و ما را ملتي شجاع و الگو و اسوه نمود. ملتي ترسو بوديم؛ تحت سلطه بوديم؛ هيچ كشوري و هيچ ملتي روي ملت ما حساب نميكرد و حالا به همت والاي روح الله و رهبري او ملتي شديم كه براي همة ملتها نمونه هستيم و در حال حاضر با آمريكا قويترين كشور دنيا در جنگيم و شما قدر اين امام و اين رهبر را بدانيد كه وحدت و پيروزي شما در گرو همين رهبري ولايت فقيه است. از پشتيباني روحانيت راستين اسلام بر نداريد كه فنا خواهيد شد. «و احيني يا رب سعيد و توفني شهيدا».
برادران و خواهران! گول اين دو روز دنيا و وعدههاي دروغين شيطان رانخوريد و زندگي را به بطالت نگذرانيد و اين فرصتهاي عزيز و طلايي را كه با خون شهيدانمان به دست شما رسيده از دست ندهيد كه فردا از همگي ما در مورد نعمتها خواهند پرسيد. از نعمت ولايت فقيه و امام بزرگوار و علماي رباني همينطور بزرگترين نعمت الهي؛ يعني آزادي و انتخاب را و انتخاب عمل. كدام عمل و كدام دليل؟ «انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا». (سوره انسان، آيه 3).
برادران و خواهران! امروز همه صداميان جمع شدند تا خورشيد جهانتاب اسلام را خاموش كنند امروز همة قدرتهاي استكباري همقسم شدند تا انقلاب را شكست بدهند تا بتوانند انقلاب كفرستيز و مستكبرشكن اسلامي ايران را شكست بدهند تا بتوانند دوباره به غارت و چپاول مستضعفين پردازند انقلاب اسلامي رسالتش شكستن همه زنجيرهايي است كه مستكبرين بر دست و پاي مستضعفين بستهاند و بي تفاوتي نسبت به انقلاب و كوتاهي در حمايت از اسلام خيانتي بزرگ است. امروز امام خميني كه درد همة محرومين را در سينه دارد، رهبري و امامت اين حركت اسلامي را دارد كه با تمام وجود بايد از اين فرزند حسين - عليهالسلام- حمايت و او ا ياري كرد؛ زيرا او هر چه ميگويد از اسلام ميگويد و فرياد او براي قرآن است.
پس اي ملت قهرمان! امروز حجت خدا بر شما تمام است و براي هيچ كس عذري پذيرفته نيست؛ چه بهتر كه مردانه سلاح به دست گيريد و حسين زمان را ياري كنيد و پوزة دشمنان اسلام را به خاك مذلت بماليد زيرا شما برحق هستيد و پيروزي از آن شماست. الهي آمين يا رب العالمين.