برای نمایش صحیح سایت تنظیمات جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال نمایید
سبد خرید
نام محصول
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تعداد
مبلغ قابل پرداخت : تومان
ثبت سفارش ورود کاربر کاربر جدید
پیام سیستم
کد فعال سازی حساب کاربری شما به شماره همراه شما و ایمیلتان ارسال شد. برای فعال سازی حساب کاربری کد ارسال شده را در کادر زیر وارد نمایید.
تایید
🔑
ورود به حساب کاربری
ایمیل یا موبایل :
رمز عبور :
ورودی ها را بررسی نمایید. فراموش کرده ام
ورود ثبت نام
تکمیل اطلاعات گیرنده
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
موبایل:
استان :
شهر:
کد پستی:
تلفن ثابت:
آدرس:

انتخاب روش ارسال :ورودی ها را بررسی نمایید.
پیک
سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید. (در مشهد)
25,000 تومان
پست
سفارش خود را در شهر خود تحویل بگیرید.
50,000 تومان
تحویل حضوری
سفارش خود را از درب فروشگاه دریافت کنید.
رایگان

تایید و بررسی
تایید اطلاعات گیرنده و کالا
نام:
کد ملی:
کد پستی:
آدرس:
تلفن ثابت:
موبایل:
کالاهای خریداری شده :
نام محصول
تعداد
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تومان
تومان
مبلغ قابل پرداخت :  تومان
روش ارسال
روش ارسال:
تایید و پرداخت
پیگیری سفارش
تایید انبار
صدور فاکتور
ارسال
تحویل مشتری
تایید
🔑
تغییر رمز عبور
رمز عبور قبلی:

رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:
ورودی ها را بررسی نمایید.
ویرایش مشخصات
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
تلفن ثابت:
استان:
شهر:
کد پستی:
آدرس:
علاقه مندی ها:
ثبت ویرایش

روحانی شهید علی اکبر الهی

روحانی شهید علی اکبر الهی
علي اكبر الهي؛ پنجمين فرزند محمدرضا، در يكم مرداد ماه سال 1347در خانواده‌اي مستضعف و كشاورز، در روستاي دهنو شهرستان خليل‌آباد، چشم به جهان گشود. پس از اتمام دوره‌ي ابتدايي، براي ادامه‌ي تحصيل، به خليل‌آباد رفت و كلاس اول راهنمايي را در آن‌جا سپري كرد، سپس به شهرستان كاشمر رفت و تا اخذ ديپلم، در اين شهر بود.

 تاریخ و محل ولادت: 1347/05/01    خلیل آباد / روستای دهنو 
 تاریخ و محل شهادت: 1365/02/31         قلاویزان
  آغاز حیات جاودان: 17سال و 9 ماه 
 وضعیت تاهل: متاهل
 نام پدر: محمد رضا
 شغل پدر: کشاورز
 مذهب: شیعه
 تحصیلات کلاسیک: اول متوسطه
 تحصیلات حوزوی: مقدمات
 مسئولیت: بیسیم چی
 نحوه شهادت: اصابت گلوله به شکم
 مزار مطهر: خلیل آباد / گلزار شهدای دهنو
علي اكبر الهي؛ پنجمين فرزند محمدرضا، در يكم مرداد ماه سال 1347در خانواده‌اي مستضعف و كشاورز، در روستاي دهنو شهرستان خليل‌آباد، چشم به جهان گشود. پس از اتمام دوره‌ي ابتدايي، براي ادامه‌ي تحصيل، به خليل‌آباد رفت و كلاس اول راهنمايي را در آن‌جا سپري كرد، سپس به شهرستان كاشمر رفت و تا اخذ ديپلم، در اين شهر بود. برادر شهيد، مي‌گويد: « از 13 سالگي، نماز مي‌خواند، و روزه مي‌گرفت. نماز را با قرائت صحيح و با طمأنينه مي‌خواند. گاهي هم از نحوه‌ي قرائت من و پدرم ايراد مي‌گرفت و مي‌گفت: نماز را درست بخوانيد؛ زيرا، ما در حال نماز در حضور خدا مي‌ايستيم، و با خدا صحبت مي‌كنيم.» ايشان، براي كسب معارف اسلامي، به حوزه ي علميه‌ي كاشمر رفت و بعد از مدتي به مدرسه‌ي علميه‌ي ميرزا جعفر مشهد مقدس، وارد شد.
مدتي را به تحصيل مقدمات علوم حوزوي پرداخت و در محضر اساتيدي چون آية ‌الله سعيدي كسب فيض مي‌نمود.7 پيش از انقلاب، اعلاميه‌هاي امام خميني رحمة الله عليه را به نقاط مختلف، از جمله كاشمر، تربت حيدريه و مشهد ‌برده و پخش مي‌كرد. او، امام خميني را خيلي دوست داشت و همواره توضيح‌المسائل ايشان را مطالعه مي‌كرد. بعد از پيروزي انقلاب، در بسيج فعاليت گسترده‌اي داشت. علي‌اكبر، در امر كشاورزي و امرار معاش، كمك زيادي به پدرش مي‌كرد. فردي مؤمن و وارسته بود. در نماز جماعت، شركت فعال داشت. نسبت به جامعه و مردم دلسوز بود. آزادگي و آزادمنشي و صراحت لهجه از خصوصيات بارز او بود. او، تخلّف را از هر كسي و هر فرد و شخصيتي سر مي‌زد، تحمل نمي‌كرد و بلافاصله تذكر مي‌داد. هميشه در انجام فريضه ي امر به معروف و نهي از منكر پيش‌قدم بود. وي ارادت و علاقه‌اي خاص به اهل بيت عليهم‌السلام داشت. نماز اول وقت را به جماعت مي‌خواند. نوافل را به جا مي‌آورد. هر جا جلسه‌ي دعا و نيايش بود، شركت مي‌كرد. او، به قرائت قرآن علاقه داشت. همچنين به مطالعات علمي همت مي‌گماشت. كمتر مي‌خوابيد و بيشتر درس مي‌خواند. انساني خاكي و متواضع بود. به دليل ارتباط ايشان با جوّ فرهنگي و محیط دانش آموزی بیشتر کار فرهنگی او در رابطه با دانش آموزان مانند مقابله با حرکت های ضد انقلاب مدرسه ، تشویق دانش آموزان به شرکت در برنامه های  اجتماعی ، جذب دانش آموزان به انجمن های اسلامی و نهادهای انقلابی بود.
در بُعد اجتماعي، شركت ايشان در راه انقلاب و اهداف آن، كلاس ها و جلسات عقيدتي سياسي و آموزش نظامي را مي‌توان نام برد.شهيد الهي، همچنين در كار بنّايي و آلومينيم‌سازي داراي تخصص‌هايي بود. اولين بار، در 16 سالگي براي اطاعت از فرمان امام و لبيك‌گويي به ايشان، كه فرمودند: « جنگ در رأس امور است» به جبهه اعزام شد. تمام هم و غم او، جبهه و جهاد بود. مي‌گفت: دوست‌ دارم به گونه‌اي به شهادت برسم، كه مرا با همان لباس رزم دفن كنند؛ يعني در صحنه‌ي نبرد رو در رو با دشمن، به شهادت برسم. در منطقه‌ي غرب، به عنوان بي‌سيم‌چي، مشغول خدمت شد. ايشان، همچنين معاون گروهان بود. با سن كم، 5 بار، به جبهه‌هاي حق عليه باطل، باعنوان بسيجي، عزيمت كرد. به عنوان يك رزمنده‌ي تمام عيار، در جبهه‌ها و در خط مقدم، جان فشاني مي‌كرد.در مواقع بحراني جنگ، به رزمنده‌ها توصيه مي‌كرد كه از هيچ چيز نهراسيد. ما پيروز مي‌شويم؛ چرا كه، امامان واسطه هستند. با رهبري امام، پيروزي از آنِ ماست. ايشان، يك بار بر اثر اصابت تركش به دست، دچار مجروحيت شد.
 خواهر شهيد، مي‌گويد: بزرگترين آرزويش شهادت در راه خدا بود. به او مي‌گفتيم: اين قدر جبهه نرو تا تو را داماد كنيم. مي‌گفت: دامادي من جبهه است و نُقل و نبات عروسيم، گلوله‌هاي دشمن. همواره سفارش مي‌كرد كه حجاب اسلامي را رعايت كنيد. غيبت نكنيد و اگر من در راه خدا شهيد شدم گريه نكنيد.»
 سرانجام در منطقه‌ي مهران، هنگامي كه مأموريت پيدا مي‌كند كه كاليبر دشمن را كه رزمندگان را درو مي‌كرد، خاموش كند، مورد اصابت گلوله ي كاليبر بعثيان قرار گرفتدو بر اثر اصابت گلوله به شكم، در 1365/02/31 به درجه‌ي رفيع شهادت نائل آمد.

نظرات خود را ارسال نمایید

دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است، اولین نفری باشید که نظر میدهید.
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
ارسال
پاسخ به
ورودی ها را بررسی نمایید.
پیام سیستم

ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.

🔑
ورود مدیر
نام کاربری :
رمز عبور :
شرح عکس
55 از 55