برای نمایش صحیح سایت تنظیمات جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال نمایید
سبد خرید
نام محصول
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تعداد
مبلغ قابل پرداخت : تومان
ثبت سفارش ورود کاربر کاربر جدید
پیام سیستم
کد فعال سازی حساب کاربری شما به شماره همراه شما و ایمیلتان ارسال شد. برای فعال سازی حساب کاربری کد ارسال شده را در کادر زیر وارد نمایید.
تایید
🔑
ورود به حساب کاربری
ایمیل یا موبایل :
رمز عبور :
ورودی ها را بررسی نمایید. فراموش کرده ام
ورود ثبت نام
تکمیل اطلاعات گیرنده
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
موبایل:
استان :
شهر:
کد پستی:
تلفن ثابت:
آدرس:

انتخاب روش ارسال :ورودی ها را بررسی نمایید.
پیک
سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید. (در مشهد)
25,000 تومان
پست
سفارش خود را در شهر خود تحویل بگیرید.
50,000 تومان
تحویل حضوری
سفارش خود را از درب فروشگاه دریافت کنید.
رایگان

تایید و بررسی
تایید اطلاعات گیرنده و کالا
نام:
کد ملی:
کد پستی:
آدرس:
تلفن ثابت:
موبایل:
کالاهای خریداری شده :
نام محصول
تعداد
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تومان
تومان
مبلغ قابل پرداخت :  تومان
روش ارسال
روش ارسال:
تایید و پرداخت
پیگیری سفارش
تایید انبار
صدور فاکتور
ارسال
تحویل مشتری
تایید
🔑
تغییر رمز عبور
رمز عبور قبلی:

رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:
ورودی ها را بررسی نمایید.
ویرایش مشخصات
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
تلفن ثابت:
استان:
شهر:
کد پستی:
آدرس:
علاقه مندی ها:
ثبت ویرایش

روحانی شهید محمد عیسی اکبری

روحانی شهید محمد عیسی اکبری
محمدعيسي اكبري لگزايي(اعلمي‌نسب)؛ فرزند حسينعلي و فاطمه ي خسروي، در سال 1348، در مشهد، به دنيا آمد. او، اولين فرزند خانواده بود. محمد عيسي، در دبستان طبرسي، درس خواند و با تلاش فراوان مدرك تحصيلي پنجم ابتدايي خود را گرفت.

 تاریخ و محل ولادت: 1348   مشهد
 تاریخ و محل شهادت: 1362/08/29  پتجوین
 آغاز حیات جاودان: 14سال
 وضعیت تاهل: مجرد
 نام پدر: حسینعلی
 شغل پدر: روحانی
 مذهب: شیعه
 تحصیلات کلاسیک: دوم راهنمایی
 تحصیلات حوزوی: سطح 1
 مسئولیت: تخریبچی
 نحوه شهادت: اصابت ترکش به ناحیه دست و پا
 مزار مطهر: گلزار شهدای روستای تیتکانلو
محمدعيسي اكبري لگزايي(اعلمي‌نسب)؛ فرزند حسينعلي و فاطمه ي خسروي، در سال 1348، در مشهد، به دنيا آمد. او، اولين فرزند خانواده بود. محمد عيسي، در دبستان طبرسي، درس خواند و با تلاش فراوان مدرك تحصيلي پنجم ابتدايي خود را گرفت. 
حسينعلي اعلمي نسب؛ پدر شهيد، نقل مي‌كند: « او، استعداد، عشق و علاقه‌ي زيادي به قرآن و معنويات داشت. اسم او، محمد عيسي بود، تا هم نام پيامبرصلي الله عليه و آله و هم روح عيسوي را در برداشته باشد.» رابطه‌اش با دوستان و معلمانش، بسيار خوب بود. به ورزش، علاقه داشت. كاراته، كار مي‌كرد و قدرت بدني بالايي داشت. رابطه‌اش از نظر اخلاقي و ديني، با پدرش، خوب بود. در كارِ خانه كمك مي‌كرد و به مطالعه مي‌پرداخت. نمرات درسي محمد عيسي، خوب بود. مربيان مدرسه، از او، راضي بودند. با كساني كه مخالف دين و انقلاب بودند، مخالف بود و با موافقان، رفتار خوبي داشت. گاهي عصباني مي‌شد، و در هنگام عصبانيت، به نماز مي‌ايستاد و كظم‌ غيظ مي‌كرد. محمدعيسي، در برابر مشكلات صبور و شكيبا بود. دوست داشت در حوزه‌ي علميه ادامه تحصيل دهد. براي برگزاري مجالس امام حسين عليه السلام، تلاش زيادي مي‌كرد. نمازش را اول وقت مي‌خواند و در انجام فرايض ديني، بسيار كوشا بود. قرآن، زياد مي‌خواند. به طوري كه چهل سوره از قرآن را حفظ بود. پسري بسيار متواضع و فروتن بود، سعي مي‌كرد نمازش را در مسجد بخواند. نماز شب هم مي‌خواند. در سال 1360، در حوزه‌ي علميه ي مشهد به پدرش كه روحاني بود كمك مي‌كرد. محمدعيسي، روزها به حوزه ي علميه مي‌رفت و شب ها با بسيجيان همكاري مي‌كرد. او، امام را بسيار دوست مي داشت. در بسيج، ثبت ‌نام كرد. طلبه‌اي بود پيرو ولايت فقيه و در خط امام. گاهي در رثاي اهل بيت‌ عليهم السلام؛ مخصوصاً امام حسين عليه السلام، شعر مي‌گفت. علاقه‌ي زيادي به مداحي داشت.

 فاطمه ي خسروي؛ مادر شهيد، مي‌گويد: « محمدعيسي، از نظر برخورد اجتماعي بسيار خوب، مظلوم و آرام بود. ادب را با همگان رعايت مي‌كرد. در اوقات فراغت، كتاب مي‌خواند و با بچه‌ها بازي مي‌كرد. 

طاهره‌ي اعلمي‌نسب؛ خواهر شهيد، نقل‌ مي‌كند: « هميشه توصيه مي‌كرد نماز را اول وقت بخوانيم و ما را به آن تشويق مي‌كرد.»
 محمدعيسي، با شروع انقلاب، با اين كه سن كمي داشت، در تظاهرات و راهپيمايي‌ها شركت مي‌كرد. در گشت‌هاي شبانه نيز حضور داشت. بعد از پيروزي انقلاب، هم در راهپيمايي‌ها شركت مي‌كرد. در حين برگشت از يكي از اين راهپيمايي‌ها، از بالاي ماشين افتاد و پايش شكست. يكي از برادران پاسدار، پس از مداوا، او را به خانه آورد. روحانی شهيد؛ محمدعيسي اكبري، علاوه بر مدرسه ي راهنمايي، همزمان، در حوزه درس مي‌خواند. در مدرسه، مربيانش از او راضي بودند و لقب كامپيوتر را به او داده بودند. رابطه اش، با خواهر و برادرانش بسيار خوب بود. در هنگام مريض شدن برادر يا خواهرانش، از شدت ناراحتي، تب مي‌كرد. 
 همچنين مادر شهيد، مي‌گويد: « وقتي دوره‌ي قرآن دير مي‌شد و نمي‌توانست سر موقع برسد، عصباني مي‌شد. صفات اخلاقي؛ اخلاص، تواضع، فروتني و صبر محمدعيسي در برابر مشكلات، بسيار زياد بود. در مورد مسايل سياسي و مذهبي بعد از انقلاب، خيلي از كارها را انجام مي‌داد و نمي‌خواست كسي متوجه شود. او، نسبت به مال دنيا بي‌علاقه بود. كاملاً پيرو ولايت و گوش به فرمان رهبر بود.» 
فاطمه ي خسروي؛ مادر شهيد، نقل مي‌كند: « محمدعيسي، توصيه مي‌كرد صف نماز جماعت را پر كنيد، كه روز قيامت، علما از شما شكايت مي‌كنند. اگر نماز انسان درست نباشد، هيچ چيز او درست نيست. هميشه مي‌گفت: اي كاش امام حسين عليه السلام ما را بپذيرد.» محمدعيسي، با اين كه سن كمي داشت، با موافقت پدر و مادرش، از طريق بسيج، به جبهه اعزام شد. او، 8 كلاس درس خواند و سطح تحصيلات حوزوي او سيوطي بود. 
روحاني شهيد؛ محمدعيسي اكبري، در نامه‌اي چنين بيان مي‌كند: « اي دوستان! با شور و اشتياقي كه به معشوق خود داشتم، به سوي او شتافتم و پا به عرصه‌ي جهاد گذاشتم، تا لياقت شهيد شدن را پيدا كنم. اي دوستان! سعي كنيد از اين اميد مستضعفان؛ يعني امام، دست بر نداريد، كه اميد شماست. همواره با اتحاد خود، نماز جمعه و صف نمازهاي جماعت را پر كنيد. هميشه در راه خير، قدم برداريد. به حرمت خون همه‌ي شهدا، راهشان را ادامه دهيد و عزت اسلام را حفظ كنيد.» 3 الي 4 مرتبه، به جبهه رفت و در عمليات والفجر4 و5 شركت داشت. در عمليات والفجر5، در جبهه‌ي پنجوين، بر اثر اصابت تركش به ناحيه‌ي دست و پا، در بيست‌ و نهم آبان ماه 1362، به شهادت رسيد. بزرگترين آرزوي محمدعيسي، شهادت در راه خدا بود. براي اين منظور غسل شهادت را در خانه انجام مي‌داد و به جبهه مي‌رفت. مادر شهيد، همچنين بيان مي‌كند: « آخرين بار كه مي‌خواست به جبهه برود، هر چند قدم كه مي‌رفت، برمي‌گشت و بچه‌ها را مي‌بوسيد و به آن‌ها پول مي‌داد.» 
حسينعلي اعلمي نسب؛ پدر شهيد، مي‌گويد: « او، دوست داشت جنگ پيروز شود. علاقه‌ي زياد به پيغمبرصلي الله عليه و آله و اولياء الهي عليهم السلام، انگيزه‌ي شركت او در جنگ بود. به من، وصيت كرده بود: « يك ماه روزه و سيزده روز، نماز قضا دارم و بيست تومان بدهي. كه بعد از شهادتم دين من را ادا كنيد.» مادر شهيد، همچنين مي‌گويد: « براي حرم امام رضا عليه السلام دويست تومان نذر كرده بود، كه بعد از هفتمش آن را ادا كردم.» 

محمدعيسي، در وصيت‌نامه‌اش مي‌گوبد: « اولاً براي رضا و خشنودي خدا و امام زمان عجل الله فرجه و نايب برحقش، جبهه‌ي حق عليه باطل را ترك نكنيد؛ زيرا، خدا خريدار مال و جان شماست. شكر خداي را به جا آوريد و راه امام حسين عليه السلام را ادامه دهيد. ثانياً پا به عرصه ي جهاد گذاشتم تا اين بدن ناچيز خود را در خدمت به اسلام [در آورده] و خود را تسليم خداي يگانه كنم تا در مسير الهي، لياقت شهادت را پيدا كنم. ثالثاً بايد در سختي‌ها صبر كنيم و در راحتي‌ها شكرگزار باشيم. رابعاً سعي كنيم قدم در راه خير برداشته و عزت اسلام را حفظ كنيم. اگر يك ‌بار سبحان‌الله حقيقي گفته باشيم، ديگر نبايد در شهرت و مانند آن فرو رويم. اگر شهيد شدم، از افراد ضدانقلاب راضي نيستم در تشييع جنازه‌ام شركت كنند. از دعا براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه، و آزادي اسراي اسلام و شفاي مجروحين و آزادي راه كربلا، يادتان نرود. و من‌الله التوفيق» پيكر پاكش را در گلزار شهدا ي روستاي تيتكانلوي قوچان، به خاك سپردند.

نظرات خود را ارسال نمایید

دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است، اولین نفری باشید که نظر میدهید.
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
ارسال
پاسخ به
ورودی ها را بررسی نمایید.
پیام سیستم

ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.

🔑
ورود مدیر
نام کاربری :
رمز عبور :
شرح عکس
55 از 55