برای نمایش صحیح سایت تنظیمات جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال نمایید
سبد خرید
نام محصول
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تعداد
مبلغ قابل پرداخت : تومان
ثبت سفارش ورود کاربر کاربر جدید
پیام سیستم
کد فعال سازی حساب کاربری شما به شماره همراه شما و ایمیلتان ارسال شد. برای فعال سازی حساب کاربری کد ارسال شده را در کادر زیر وارد نمایید.
تایید
🔑
ورود به حساب کاربری
ایمیل یا موبایل :
رمز عبور :
ورودی ها را بررسی نمایید. فراموش کرده ام
ورود ثبت نام
تکمیل اطلاعات گیرنده
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
موبایل:
استان :
شهر:
کد پستی:
تلفن ثابت:
آدرس:

انتخاب روش ارسال :ورودی ها را بررسی نمایید.
پیک
سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید. (در مشهد)
25,000 تومان
پست
سفارش خود را در شهر خود تحویل بگیرید.
50,000 تومان
تحویل حضوری
سفارش خود را از درب فروشگاه دریافت کنید.
رایگان

تایید و بررسی
تایید اطلاعات گیرنده و کالا
نام:
کد ملی:
کد پستی:
آدرس:
تلفن ثابت:
موبایل:
کالاهای خریداری شده :
نام محصول
تعداد
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تومان
تومان
مبلغ قابل پرداخت :  تومان
روش ارسال
روش ارسال:
تایید و پرداخت
پیگیری سفارش
تایید انبار
صدور فاکتور
ارسال
تحویل مشتری
تایید
🔑
تغییر رمز عبور
رمز عبور قبلی:

رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:
ورودی ها را بررسی نمایید.
ویرایش مشخصات
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
تلفن ثابت:
استان:
شهر:
کد پستی:
آدرس:
علاقه مندی ها:
ثبت ویرایش

روحانی شهید محمد علی برزگر رستم آبادی

روحانی شهید محمد علی برزگر رستم آبادی
محمدعلي برزگر رستم‌آبادي؛ فرزند ذبيح‌الله و فاطمه، در پنجم خرداد ماه سال 1345، در روستاي رستم‌آباد، از توابع شهرستان قوچان ، در يك خانواده‌ي مذهبي و متديّن، به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در روستاي رستم‌آباد، به پايان رسانيد. از همان اوايل كودكي، علاقه‌ي زيادي به خواندن قرآن و شركت در مجالس دعا، عزاداري، نماز جمعه و جماعت داشت. به همين خاطر، تحصيل دروس حوزوي را انتخاب كرد، تا بتواند هرچه بيشتر، با مسائل ديني و احكام مبين اسلام، آشنا گردد.

 تاریخ و محل ولادت: 1345/03/05    قوچان / روستای رستم آباد
 تاریخ و محل شهادت: 1365/06/10       حاج عمران عراق 
 آغاز حیات جاودان: 20 سال و 3 ماه و 5 روز
 وضعیت تاهل: مجرد
 نام پدر: ذبیح الله
 شغل پدر: کشاورز
 مذهب: شیعه
 تحصیلات کلاسیک: ششم ابتدائی
 تحصیلات حوزوی: سطح 1
 مسئولیت: تخریب چی / آرپیچی زن
 نحوه شهادت: بر اثر  جراحات وارده
 مزار مطهر: قوچان سیادشت / امام زاده جعفر بن حسن بن علی (ع)
محمدعلي برزگر رستم‌آبادي؛ فرزند ذبيح‌الله و فاطمه، در پنجم خرداد ماه سال 1345، در روستاي رستم‌آباد، از توابع شهرستان قوچان در يك خانواده‌ي مذهبي و متديّن، به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در روستاي رستم‌آباد، به پايان رسانيد. از همان اوايل كودكي، علاقه‌ي زيادي به خواندن قرآن و شركت در مجالس دعا، عزاداري، نماز جمعه و جماعت داشت. به همين خاطر، تحصيل دروس حوزوي را انتخاب كرد، تا بتواند هرچه بيشتر، با مسائل ديني و احكام مبين اسلام، آشنا گردد.
محمدعلي، براي ادامه‌ي تحصيل، به حوزه‌ي علميه‌ي فاروج رفت و در محضر استادان گرانقدري همچون؛ شيخ فضل‌الله شوشتري و حجة‌الاسلام ملائكه، به فراگيري علوم ديني، پرداخت. طلبه‌ي شهيد؛ محمدعلي برزگر، همزمان با درس، به فعاليت‌هاي ورزشي نيز مي‌پرداخت. در تمامي برخوردها با دوستان و كساني كه با آن‌ها در يك حجره بود، رفتاري نيكو و پسنديده داشت. ايشان، از هوش و استعداد بالا و شجاعت فوق‌العاده‌اي برخوردار بود. كارهاي شجاعانه‌اش، باعث شده بود كه مورد علاقه‌ي اطرافيان قرار گيرد. به قرآن و ديگر كتاب‌هاي مذهبي نيز، علاقه‌مند بود.
مادر شهيد، نقل مي‌كند: مي‌خواستم به دستش آب بدهم، مي‌گفت: گناه دارد، من پسر شما هستم، نمي‌توانم يك شب بيدار خوابي شما را جبران كنم. مي‌خواستم رختخواب بيندازم نمي‌گذاشت. نماز شب را اصلاً ترك نمي‌كرد. برخوردش با مردم و خانواده، خيلي خوب بود. برادرش، 4 ساله بود كه او برايش دوچرخه خريد، گفت: احساس بي‌پدري نكند. محمدعلي، با وجود سن بسيار كم، هر طوري كه بود خانواده و مسئولان بسيج را قانع كرد و در تاريخ 1361/5/6 و در 16 سالگي، روانه‌ي جبهه شد.هنگامي كه مادر مي‌گفت: شما هنوز كوچك هستي، قبولت نمي‌كنند كه بروي جبهه، مي‌گفت: شما نمي‌دانيد امام زمان عجل الله فرجه با ما مي‌آيد.
پس از بازگشت از جبهه، براي بالا بردن سطح معلومات و كسب دانش بيشتر، با چندتن از دوستانش به مدرسه‌ي علميه‌ي امام خميني، عزيمت كردند. در آن‌جا نيز، به علت علاقه‌ي وافري كه نسبت به ائمه‌ي اطهار و امامان معصوم عليهم السلام، داشت با تلاش و كوشش بيشتر و عزمي راسخ تر، به فراگيري دروس حوزوي، پرداخت.
مادر شهيد، مي‌گويد: او، از شاگردان آية ‌الله مشكيني و مظاهري بود و چند صباحي در حوزه‌هاي علميه ي فاروج و كاشان به تدريس پرداخت. ايشان، مدت 6 سال در فاروج و حدود 10 سال در كاشان، درس طلبگي خواند. چون عشق جبهه و جنگ، در وجودش افتاده بود، و احساس كرد كه دين، مكتب و كشورش احتياج به پاسداري دارد، مجدداً در تاريخ 1361/10/08 و براي بار دوم، به جبهه رفت. در جبهه نيز، هميشه سعي داشت مسئوليت‌ها و كارهاي دشوار را قبول كند. حتي در يكي از عمليات‌ها پس از بازگشت به پشت خط، با اين كه خسته بود، مجدداً به صورت داوطلبانه، در عملياتي ديگر، شركت كرد. از جمله مسئوليت‌هاي وي، شركت در گروه تخريب‌ و آرپي‌جي‌زن، بود و مدت حضورش، 9 ماه و 14 روز، مي‌باشد.

از خصوصيات بارز روحاني شهيد؛ محمدعلي برزگر، اين بود كه هيچ گونه دلبستگي نسبت به اين دنيا و ظواهر فريبنده‌ي آن نداشت، و حتي وقتي پيشنهاد ازدواج به ايشان داده مي‌شد، مي‌گفت: من بايستي در راه خدا، شهيد شوم و خداوند در دنياي آخرت، از حوريان بهشتي، نصيبم گرداند. در مجالسي كه مي‌ديد از ديگران غيبت مي‌شود، مي‌گفت: يا بايد دست از غيبت‌برداريد و يا من مجلس شما را ترك مي‌كنم. ايشان، شجاع ، بي‌باك و در عين حال مظلوم بودند. زماني كه براي بار سوّم به جبهه اعزام شد، خانواده با اصرار از او خواستند كه با لباس روحانيت به جبهه برود، ولي ايشان گفتند: من نمي‌خواهم كسي مرا بشناسد. دوست دارم به صورت يك فرد عادي و در كنار برادران بسيجي باشم. دفعه ي چهارم كه به جبهه رفت، از ناحيه‌ي بازو، و دست راست زخمي شد. پس از بهبودي در حالي كه مادر به او مي‌گويد: محمدعلي! تو 4 بار است كه به جبهه مي‌روي، بس است ديگر، به سهم خود رفته‌اي! محمدعلي، مي‌خندد و مي‌گويد: مگر جبهه رفتن سهميه‌بندي است؟! آيا مي‌تواني جواب حضرت فاطمه سلام الله عليها را بدهي؟ مادر با گريه مي‌گويد: برو پسرم! من جوابي ندارم كه به حضرت فاطمه سلام الله عليها بدهم.
سرانجام، در عمليات كربلاي 2، در منطقه‌ي حاج عمران، در تاريخ 1365/6/9، به شهادت رسيد.
خواهرزاده ي شهيد، مي‌گويد: خواب ديدم كه اتاقي با تسبيح و چراغ‌هاي زيبا تزيين شده، در فكر بودم كه اين خانه با اين زيبايي و عطر دلنشين، از كيست؟ كه ديدم مردي نوراني وارد شد، با لباس سفيد. رو به من كرد و گفت: دايي‌جان! مگر مرا نمي‌شناسي؟ و تسبيحي به من هديه داد.

روحاني شهيد؛ محمدعلي برزگر، در قسمتي از وصيت‌نامه‌ي خود، مي‌نويسد: « خدا را شكر كه توفيق يافتم در جبهه‌هاي حق عليه باطل، با دشمنان اسلام، به ستيز برخيزم، و هر آن چه را كه دارم در راه خدمت به اسلام و قرآن، بگذارم. بارالها! اين بار، با دلي خونين و قلبي سياه، به سويت آمدم. مرا باز مگردان. خدايا! اگر هزار بار، كشته شوم، زنده شوم و خاكسترم باقي بماند، باز هم زنده شوم، با دشمنان اسلام به ستيز برمي‌خيزم. برادران عزيز! فقط به نيت خدا، اسلام و قرآن به قرآن محمدّي بوسه زنيد، و به جبهه‌هاي حق، اعزام شويد. پروردگارا! تو خود مي‌داني، تو خود شاهد هستي كه به نيت تو و در راه تو با دشمنان تو به ستيز برمي‌خيزيم.»
پيكر ايشان، بعد از شهادت، مدت 9 ماه مفقودالاثر بود. در خرداد 1366، جسد وي را پيدا كردند. پيكر مطهرش را در امام‌زاده جعفربن حسن‌بن علي عليه السلام، در سياهدشت، به خاك سپردند.

نظرات خود را ارسال نمایید

دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است، اولین نفری باشید که نظر میدهید.
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
ارسال
پاسخ به
ورودی ها را بررسی نمایید.
پیام سیستم

ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.

🔑
ورود مدیر
نام کاربری :
رمز عبور :
شرح عکس
55 از 55