برای نمایش صحیح سایت تنظیمات جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال نمایید
سبد خرید
نام محصول
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تعداد
مبلغ قابل پرداخت : تومان
ثبت سفارش ورود کاربر کاربر جدید
پیام سیستم
کد فعال سازی حساب کاربری شما به شماره همراه شما و ایمیلتان ارسال شد. برای فعال سازی حساب کاربری کد ارسال شده را در کادر زیر وارد نمایید.
تایید
🔑
ورود به حساب کاربری
ایمیل یا موبایل :
رمز عبور :
ورودی ها را بررسی نمایید. فراموش کرده ام
ورود ثبت نام
تکمیل اطلاعات گیرنده
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
موبایل:
استان :
شهر:
کد پستی:
تلفن ثابت:
آدرس:

انتخاب روش ارسال :ورودی ها را بررسی نمایید.
پیک
سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید. (در مشهد)
25,000 تومان
پست
سفارش خود را در شهر خود تحویل بگیرید.
50,000 تومان
تحویل حضوری
سفارش خود را از درب فروشگاه دریافت کنید.
رایگان

تایید و بررسی
تایید اطلاعات گیرنده و کالا
نام:
کد ملی:
کد پستی:
آدرس:
تلفن ثابت:
موبایل:
کالاهای خریداری شده :
نام محصول
تعداد
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تومان
تومان
مبلغ قابل پرداخت :  تومان
روش ارسال
روش ارسال:
تایید و پرداخت
پیگیری سفارش
تایید انبار
صدور فاکتور
ارسال
تحویل مشتری
تایید
🔑
تغییر رمز عبور
رمز عبور قبلی:

رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:
ورودی ها را بررسی نمایید.
ویرایش مشخصات
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
تلفن ثابت:
استان:
شهر:
کد پستی:
آدرس:
علاقه مندی ها:
ثبت ویرایش

روحانی شهید ابوالفضل بشکار

روحانی شهید ابوالفضل بشکار
ابوالفضل بشكار؛ فرزند عبدالحسين و آسيه ي حسين‌زاده، در دوّم فروردين 1351، در روستاي نصرآباد، از توابع شهرستان تربت حيدريه، متولد شد. آسيه‌ي حسين زاده؛ مادرش، نقل مي‌كند: « با خود مي‌گفتم اگر فرزندم پسر باشد، يكي از القاب حضرت عباس عليه السلام را براي او انتخاب مي‌كنم.»

 تاریخ و محل ولادت: 1351/01/02    تربت حیدریه / روستای نصرآباد
 تاریخ و محل شهادت: 1365/11/08            پاسگاه زید
 آغاز حیات جاودان: 14 سال و 10 ماه و 6 روز
 وضعیت تاهل: مجرد
 نام پدر: عبدالحسین
 شغل پدر: کشاورز
 مذهب: شیعه
 تحصیلات کلاسیک: اول راهنمایی
 تحصیلات حوزوی: سطح 1
 مسئولیت: کمک آرپیچی زن
 نحوه شهادت: 
 مزار مطهر: تربت حیدریه / روستای نصرآباد زاوه
ابوالفضل بشكار؛ فرزند عبدالحسين و آسيه ي حسين‌زاده، در دوّم فروردين 1351، در روستاي نصرآباد، از توابع شهرستان تربت حيدريه، متولد شد. آسيه‌ي حسين زاده؛ مادرش، نقل مي‌كند: « با خود مي‌گفتم اگر فرزندم پسر باشد، يكي از القاب حضرت عباس عليه السلام را براي او انتخاب مي‌كنم.»
از همان دوران كودكي، مسايل ديني را خيلي زود درك مي‌كرد  و از مادرش مي‌خواست تا او را به مسايل ديني و خداوند، آشنا سازد. به مادرش مي‌گفت: « هر كاري داريد به من بگوييد تا انجام دهم، تا بدين گونه مقداري از زحمات شما را جبران كنم.» در كارهاي كشاورزي، به والدينش كمك مي‌كرد و بسيار مهربان بود. در 6 سالگي، وارد دبستان روستاي قلعه‌ني، شد. تا اول راهنمايي، ادامه داد. چون به فراگيري مسايل ديني، علاقه داشت، در سال 1364، وارد مدرسه‌ي علميه‌ي فولاد تربت حيدريه، شد، و يك سال و نيم در اين حوزه، دروس مقدماتي حوزه را گذراند. درك عظمت خداوند، از او انساني مؤمن و متعهد، به انجام فرايض ديني ساخت. آموخته هاي خود را به ديگران القا و اقوام و دوستان را به ياد گرفتن مسائل ديني و تلاوت قرآن، تشويق مي‌كرد. به آموزش قرآن، علاقه داشت و مي‌گفت: « بايد قرآن را خوب ياد بگيريم و به ديگران آموزش دهيم.» هرشب، در حوزه‌ي علميه، قرآن مي‌خواند. علاقه داشت قرآن را با ترجمه، تلاوت كند. اوقات خود را با خواندن دعا، ذكر و راز و نياز به درگاه الهي، مي‌گذراند. هميشه، قرآن كوچكي در جيب داشت و آن را مطالعه مي‌كرد. به اهل بيت عليهم السلام، عشق مي‌ورزيد. در انجام واجباتي مثل نماز و روزه كوتاهي نمي‌كرد. در مقابل رفتار غير منطقي و خلاف عقايد، ابتدا نصيحت مي‌كرد، و در صورت تكرار، به شدت برخورد مي‌كرد. فردي خوش‌خلق، خوش اخلاق و با معرفت بود. او، عاشق امام بود و هميشه عكس ايشان را همراه خود داشت. حاضر بود، به خاطر امام، جان خود را فدا كند.
با شروع جنگ تحميلي، به مادرش گفت: « مي‌خواهم به جبهه بروم.» مادرش گفت: « پدر و برادرت، در جبهه هستند، تو همين جا بمان.» گفت: «آن‌ها راه خودشان را رفته‌اند و من مي‌خواهم راه خودم را بروم. شما مي‌دانيد كه رزمندگان در جبهه براي دين مي‌جنگند، پس من چطور در اين جا بمانم و زندگي كنم؟» به خاطر اين كه سنش كم بود، پايگاه بسيج، او را براي اعزام، ثبت‌نام نمي‌كردند، تصميم گرفت كسي را به عنوان واسطه، براي جلب رضايت پدر، مادر و مسئولان پايگاه معرفي كند و موفق نيز شد و آن‌ها تسليم خواسته‌ي او ‌گرديدند و مي‌گفتند: « حتماً او، خير و صلاحش را بهتر از ما مي‌داند.»
روحاني شهيد؛ ابوالفضل بُشكار، در 14 سالگی براي حفاظت از نظام، انقلاب و دستاوردهاي آن، دفاع از کشور و لبيك به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان، عازم جبهه‌هاي حق عليه باطل، شد. او، دفاع از ايران را واجب مي‌دانست. دوره‌ي آموزش مقدماتي را در رشتخوارو نيشابور، گذراند، و در 1365/8/28، به منطقه‌ي جنوب، اعزام گشت و مدت هفتاد روز، در جبهه‌هاي حق عليه باطل، بود. در جبهه، كمك آرپي‌جي زن، بود. از مافوق خود، اطاعت مي‌كرد. در كارها، هميشه پيش‌قدم بود. اگر مسئوليتي به او واگذار مي‌شد، با اخلاص، صداقت و تواضع آن را به موقع انجام مي‌داد. نسبت به بيت‌المال، حساس و مقيد بود و اجازه نمي‌داد چيزي حيف و ميل شود.
روحاني شهيد؛ ابوالفضل بُشكار، توصيه مي‌كرد: « از انقلاب، دفاع كنيد و پشتيبان انقلاب و امام باشيد. چه در جبهه و چه در پشت جبهه، به دفاع از انقلاب بپردازيد.» او، در نامه‌اي به خانواده اش مي‌نويسد: « پدرجان! خوبي‌ها و نصيحت‌هاي شما را هيچ گاه فراموش نمي‌كنم. اگر كار ناموفقي انجام داده‌ام مرا حلال كنيد. مادرم! اگر تندخويي كرده‌ام مرا ببخشيد و حلال كنيد. خواهرم! اگر من به شهادت رسيدم، زينب‌وار باشيد، براي من گريه نكنيد، بلكه بر غريبي حسين عليه السلام، گريه كنيد.» 
هنگام اعزام، به والدينش، گفت: « اگر رفتم و برنگشتم و به آرزوي خود رسيدم، در شهادت من گريه نكنيد، بلكه بر مظلومي و غريبي آقا؛ اباعبدالله الحسين و اهل بيتش عليهم السّلام، گريه كنيد براي دست‌هاي قطع شده‌ي باب الحوائج گريه كنيد. خواهرم! نسبت به حفظ حجاب و عفاف خود، مقيد باشيد، راه اسلام را فراموش نكنيد، راه شهيدان را ادامه دهيد، و قدردان انقلاب و نظام اسلامي و حافظ خون شهدا باشيد.» بارها، مي‌گفت: «ما، بايد راه امام حسين عليه السلام را ادامه دهيم، نهال اسلام، احتياج به آبياري دارد. ما، با نثار خون خود، درخت اسلام را آبياري مي‌كنيم.»

روحاني شهيد؛ ابوالفضل بُشكار، در 1365/11/8، در منطقه‌ي شلمچه، پاسگاه زيد، به شهادت رسيد. او، در وصيت‌نامه‌اش مي‌نويسد: «پدرجان! اكنون كه اين جملات را مي‌نويسم، شما هم در جبهه‌هاي حق عليه باطل هستيد، ان‌ شاء الله خداوند نگهدارتان باشد، اميدوارم مرا حلال كنيد. اگر قابل بودم و شهادت نصيبم شد ناراحت نباشيد. چون من، امانتي در دست شما بودم. من به مولا و سرورمان؛ امام حسين عليه السلام، اقتدا كردم، و گوش جان به فرمان خميني عزيز، سپردم تا از كيان اسلامي، دفاع كنيم. حال، در اين راه، هر چه نصيبم شد؛ شهادت يا زيارت كربلا، خوش است. چون هر چه از دوست رسد، نيكوست. مادر جان! مرا عفو كنيد و در شهادت من گريه نكنيد، بلكه بر غريبي امام حسين عليه السلام و زينب كبري سلام الله عليها، اشك بريزيد. برادران و خواهرانم! از شما نيز حلاليت مي‌طلبم و از شما مي‌خواهم كه نسبت به انجام فرايض ديني و رعايت حجاب اسلامي، كوشش كنيد. فرزندان خود را كاملاً ديني تربيت كنيد.» پيكر روحاني شهيد؛ ابوالفضل بُشكار، مدت 12 سال، مفقودالاثر، بود. در سال 1377، پيدا شد و تشييع گشت و در روستاي نصرآباد تربت حیدریه در بخش زاوه به خاک سپرده شد.

نظرات خود را ارسال نمایید

دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است، اولین نفری باشید که نظر میدهید.
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
ارسال
پاسخ به
ورودی ها را بررسی نمایید.
پیام سیستم

ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.

🔑
ورود مدیر
نام کاربری :
رمز عبور :
شرح عکس
55 از 55