عيسي بهمدي؛ فرزند حسن، در يكم شهريور ماه سال 1333، در روستاي عطائيه، از توابع بخش ميان جلگه ي شهرستان نيشابور، در خانوادهاي مذهبي و مستضعف، به دنيا آمد. مادر شهيد؛ ليلا طاهري، نقل ميكند: « وقتي كه عيسي به دنيا آمد، ختنه كرده بود. روي پيشانيش مهر زده شده بود و دو تا موي سفيد داشت.» دورهي ابتدايي را تا كلاس چهارم خواند. با تشويق پدرش به حوزهي علميهي كاشمر رفت. به خانوادهي خود در امر كشاورزي و دامپروري كمك ميكرد.
برادر شهيد؛ عبدالله بهمدي، در اين باره ميگويد: « ايشان، محصل حوزوي بود. وقتي كه من هم به حوزه رفتم، آن زمان از نظر مالي، تنگدست بوديم. پدرم، يكي از ما را براي كشاورزي نزد خود برد، و چون ايشان از من بزرگتر بود، به كمك پدرم رفت و دو سال در حوزه بود.» شهيد، با خواهران و برادران خود مهربان و دوست بود. نسبت به مردم با محبت و باگذشت بود. ايشان، ارادت خاصي به اهل بيت داشت. خيلي به فقيرها كمك ميكرد. ايشان، هم قرآن ميخواند و هم به ديگران، تعليم ميداد. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، سرباز بود. از سربازي فرار كرد و امام را خيلي دوست داشت. ايشان، در 22 سالگي، با خانم طاهره ي نيفلا، ازدواج كرد و ثمرهي اين ازدواج دو دختر و دو پسر است.
همسر شهيد؛ طاهره ي نيفلا، نقل ميكند: هميشه نماز را سروقت ميخواند. ميگفت از مال حرام دوري كنيد. به حلال و حرام، خيلي اهميت ميداد. هرگز غيبت نميكرد. شهيد، به صداقت، خيلي اهميت ميداد و ميگفت: مال دنيا، جلو چشمان شما را ميگيرد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، نسبت به آبادي روستا، همت گماشت ، و با بزرگان محل برخورد ميكرد وا ز حقوق مردم دفاع ميكرد.
روحاني شهيد؛ عيسي بهمدي، بسيار مهربان و رئوف بود و با مردم، دوستان و خانوادهاش بسيار خوش برخورد بود و هيچ كسي از وي كدروتي نداشت. بسيج كه تشكيل شد، جزء اولين افرادي بود كه داوطلبانه به جبهه رفت. شش ماه در ايلام غرب، در واحد توپخانه بود. حدود شش بار، به جبهه رفت. مسئوليت او در جبهه، آرپيجي زن بود. ايشان، بسيار شجاع بود.
برادر شهيد؛ شيخ عبدالله بهمدي، از زبان همرزم شهيد نقل ميكند: « قبل از طلوع خورشيد، در جزيره ي مجنون مستقر شديم. آن روز، دشمن پاتك زد و همه عقب نشيني كردند. او، با آرپيجي، تانكها را ميزد. به همرزمش گفته بود: « شما نيروهاي پياده را بزن و براي دفعهي آخر كه ميخواست آرپيجي بزند، بر اثر تركش خمپاره، به شهادت رسيد.
روحاني شهيد؛ عيسي بهمدي، در 22 اسفند ماه سال 1363، در عمليات بدر، منطقهي هورالعظيم، در جزيرهي مجنون، بر اثر اصابت تركش خمپاره، به فوز عظيم شهادت رسيد.»
قسمتي از وصيتنامهي شهيد: « خود را در برابر خونهاي پاك شهدا مسئول بدانيد، كه اگر سستي و كوتاهي كنيد، فرداي قيامت هيچ عذري نداريد. خودسازي كنيد كه مقدمهاي است براي فرج امام زمان عجل الله فرجه. دل به دنيا نبنديد، كه اگر رو به دنيا بياوريد، خداوند نعمتهايش را ميگيرد و بر شما كساني مسلط ميشوند كه ديگر نميتوانيد به سادگي خلاص شويد.»
پيكر مطهر شهيد؛ عيسي بهمدي، در جمع شهداي روستاي عطائيه از توابع ميان جلگه ي نيشابور به خاك سپرده شد.