برای نمایش صحیح سایت تنظیمات جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال نمایید
سبد خرید
نام محصول
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تعداد
مبلغ قابل پرداخت : تومان
ثبت سفارش ورود کاربر کاربر جدید
پیام سیستم
کد فعال سازی حساب کاربری شما به شماره همراه شما و ایمیلتان ارسال شد. برای فعال سازی حساب کاربری کد ارسال شده را در کادر زیر وارد نمایید.
تایید
🔑
ورود به حساب کاربری
ایمیل یا موبایل :
رمز عبور :
ورودی ها را بررسی نمایید. فراموش کرده ام
ورود ثبت نام
تکمیل اطلاعات گیرنده
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
موبایل:
استان :
شهر:
کد پستی:
تلفن ثابت:
آدرس:

انتخاب روش ارسال :ورودی ها را بررسی نمایید.
پیک
سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید. (در مشهد)
25,000 تومان
پست
سفارش خود را در شهر خود تحویل بگیرید.
50,000 تومان
تحویل حضوری
سفارش خود را از درب فروشگاه دریافت کنید.
رایگان

تایید و بررسی
تایید اطلاعات گیرنده و کالا
نام:
کد ملی:
کد پستی:
آدرس:
تلفن ثابت:
موبایل:
کالاهای خریداری شده :
نام محصول
تعداد
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تومان
تومان
مبلغ قابل پرداخت :  تومان
روش ارسال
روش ارسال:
تایید و پرداخت
پیگیری سفارش
تایید انبار
صدور فاکتور
ارسال
تحویل مشتری
تایید
🔑
تغییر رمز عبور
رمز عبور قبلی:

رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:
ورودی ها را بررسی نمایید.
ویرایش مشخصات
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
تلفن ثابت:
استان:
شهر:
کد پستی:
آدرس:
علاقه مندی ها:
ثبت ویرایش

روحانی شهید غلامعلی ترابی همت آبادی

روحانی شهید غلامعلی ترابی همت آبادی
غلامعلي ترابي همت‌آبادي؛ اولين فرزند عباسعلي و خانم مريم سيدالحسيني، در دوم فروردين ماه سال 1337 در روستاي همت‌آباد باخزر از توابع تربت‌جام متولد شد. دوران كودكي را در خانواده‌اي روحاني و با ايمان در روستا سپري و تحصيلات ابتدايي را هم در همان جا آغاز كرد. غلامعلي، علاوه بر تحصيل در مدرسه، نزد پدر و مادر خود قرائت قرآن را آموخت. هنوز تحصيلات ابتدايي را به پايان نرسانده بود كه خانواده‌اش به علت وضعيت اقتصادي در روستاها، مجبور شدند به شهر كوچ كنند.

 تاریخ و محل ولادت: 1337/01/02   تربت جام / روستای همت آباد
 تاریخ و محل شهادت: 1364/12/05                مریوان
 آغاز حیات جاودان: 27 سال و 11 ماه و 27 روز
 وضعیت تاهل: متاهل
 نام پدر: عباسعلی
 مذهب: شیعه
 تحصیلات کلاسیک: ششم ابتدائی
 تحصیلات حوزوی: سطح 1
 مسئولیت: فرمانده گردان
 نحوه شهادت: اصابت ترکش
 مزار مطهر: مشهد مقدس / گلزار شهدای بهشت رضا (ع)
غلامعلي ترابي همت‌آبادي؛ اولين فرزند عباسعلي و خانم مريم سيدالحسيني، در دوم فروردين ماه سال 1337 در روستاي همت‌آباد باخزر از توابع تربت‌جام متولد شد. دوران كودكي را در خانواده‌اي روحاني و با ايمان در روستا سپري و تحصيلات ابتدايي را هم در همان جا آغاز كرد. غلامعلي، علاوه بر تحصيل در مدرسه، نزد پدر و مادر خود قرائت قرآن را آموخت. هنوز تحصيلات ابتدايي را به پايان نرسانده بود كه خانواده‌اش به علت وضعيت اقتصادي در روستاها، مجبور شدند به شهر كوچ كنند. او، تحصيلات ابتدايي را در مشهد به پايان رساند، و پس از آن به علت علاقه‌ي زياد به علوم حوزوي و ديني، به مدرسه‌ي علميه ي حسنقلي‌ ‌خان رفت. غلامعلي، به همراه تحصيل در حوزه‌ي علميه در مغازه‌ي خياطي (پيراهن‌دوزي) مشغول به كار شد. در مدت زمان كوتاهي با شركت در جلسات مذهبي و استفاده از محضر اساتيد بزرگ قرآن در تجويد و ترتيل قرآن سرآمد شد. به خاطر علاقه به نشر قرآن، اقدام به تشكيل كلاس‌هاي آموزش قرآن براي نوجوانان و علاقمندان كرد. او، در جلسات و هيأت‌هاي مذهبي شركت و ديگران را نيز تشويق مي‌كرد. با اوج‌گيري فعاليت‌هاي انقلابي و سياسي عليه رژيم پهلوي، او نيز همانند ديگر روحانيون آگاه و مبارز، براي بيداري افكار عموم مردم تلاش مي‌كرد. وي، مخفيانه اعلاميه‌هاي امام را چاپ و تكثير مي‌ نمود. شب‌ها به خيابان‌ها مي‌برد و در منازل مي‌انداخت و يا به ديوارها نصب مي‌كرد. چندين بار، مورد تعقيب ساواك قرار گرفت ولي خوشبختانه موفق به فرار ‌شد. غلامعلي، فردي مهربان و خوش‌رو بود، سعي مي‌كرد تا هيچ كس از دست او نرنجد. از خصوصيات ديگر وي، كمك به محرومان و نيازمندان بود. گرچه خودش سرمايه‌ي قابل توجهي نداشت، ولي سعي مي‌كرد تا حد امكان خود و يا با كمك افراد خيّر، وسيله‌ي ازدواج جوانان را فراهم و مشكلات آنان را برطرف كند. روحاني شهيد؛ غلامعلي ترابي، در 24 سالگي با دختر خاله‌اش؛ خانم بي‌بي صغري علوي، ازدواج كرد. مدت زندگي مشترك آنان 10 سال بود و حاصل اين ازدواج سه فرزند دختر است.
خانم بي‌بي صغري علوي؛ همسرش، مي‌گويد: « غلامعلي، خيلي مهربان بود و مرا خيلي دوست داشت. سعي مي‌كرد مرا راهنمايي كند. او حتي پارچه‌اي خريد براي من و زن برادرش پوشيه و مقنعه تهيه كرد، تا ما با حجاب كامل بيرون از خانه رفت و آمد كنيم.» پس از پيروزي انقلاب اسلامي، و تشكيل سپاه به دستور امام خميني قدس سره، غلامعلي وارد سپاه شد. در ابتدا، مشغول آموزش نظامي در پادگان كوهسنگي شد و سپس در اعزام نيرو در پادگان نخريسي خدمت كرد، و مدتي در طرح و عمليات فعاليت داشت. با آغاز فتنه‌ي گروهك‌ها و ضد انقلابيون، غلامعلي ترابي، سرسختانه با آنان مبارزه مي‌كرد. او، در خاموش كردن فتنه و درگيري جنوب خراسان و قائنات، درگيري‌هاي شمال و گنبد و درگيري‌هاي كردستان، به همراه سرداران بزرگ و دلاوراني چون شهيد محمود كاوه، شهيدان ابراهيمي، مجيدي و حسيني محراب، به عنوان فرمانده ي يگان و گردان مشغول خدمت بود. با آغاز جنگ تحميلي، او نيز همانند ديگر جوانان غيور ايران زمين، به سوي جبهه‌هاي حق شتافت و در لشكر ويژه‌ي شهدا؛ تيپ جواد الائمه عليه السلام و يگان دريايي لشكر5 نصر، مشغول خدمت شد. او فرمانده ي گردان امام محمدتقي عليه السلام بود. در عمليات‌هاي رمضان، خيبر، بدر، والفجر8 و9 و چندين عمليات شناسايي و نفوذي شركت داشت. كارهايش براي رضاي خدا بود، و هميشه مي‌گفت: « هر كار خيري كه انجام مي‌دهيد، طوري انجام دهيد كه ريا نشود.» او، از كبر و غرور متنفر بود. او، با اين كه فرمانده بود، اما ساده لباس مي‌پوشيد و مغرور نمي‌شد. با رزمندگان با مهرباني برخورد مي‌كرد. از آن جائي كه غلامعلي ترابي، علاقه‌ي وافري به قرآن داشتند، در مسابقات قرآن در سال 1363 در اهواز شركت كرد و نفر اول شد، و به عنوان جايزه‌ي قهرماني به مكه‌ي مكرمه مشرف شد. روحاني شهيد؛ غلامعلي ترابي، مداح اهل‌بيت بود. هم اكنون بسياري از مداحي‌ها و صوت قرآن وي در صدا و سيما و خانه‌ي شهيد موجود است. صغري ترابي؛ خواهرش، تعريف مي‌كند: « شبي خواب ديدم كه برادرم با لباس و سر و صورتي خاكي و كاپشن خاكي كه در دستش بود آمد و مرا صدا زد. با اشاره به من فهماند كه به دنبال او بروم. او مي‌رفت و من دنبال او [مي رفتم]، برادرم وارد بيمارستان صحرايي شد، و روي تخت دراز كشيد و ملحفه‌اي سفيد روي خودش كشيد. چند روز بعد از ديدن اين خواب، خبر شهادتش را آوردند.» خواهرش، همچنين مي‌گويد: « دفعه‌ي آخر كه به جبهه رفت به پدرم گفت: پدرجان! خوب به من نگاه كن، اين بار، آخرين ديدار ماست، او آرزوي شهادت داشت.» خانم بي‌بي صغري علوي؛ همسرش، تعريف مي‌كند: « خوابيده بودم كه باران شديدي باريدن گرفت، نيمه‌هاي شب صدايي به گوشم مي‌رسيد. انگار كسي يا چيزي به پنجره مي‌زند، از خواب برخاستم، كبوتري سفيد زير باران خيس شده بود و با نوك به پنجره مي‌زد تا داخل خانه شود، پنجره را باز كردم. كبوتر را به خانه آوردم و در جايي گذاشتم تا خشك شود. بعد رفتم خوابيدم تمام فضاي خانه را بوي عطر گرفته بود. صبح كه بيدار شدم كبوتر را نديدم، هرچه دنبالش گشتم نبود. پس از چند ساعت يكي از همرزمانش با لباس مشكي و غمگين آمد. قبل از اين كه او چيزي بگويد، گفتم: همسرم؛ علي (غلامعلي) شهيد شده؟ آن وقت فهميدم كه آن كبوتر سفيد گويا نشانه و يا روح همسرم بوده كه براي آخرين بار به ملاقات ما آمده بود.» روحاني شهيد؛ غلامعلي ترابي، در 5/12/1364، بر اثر اصابت تركش به سر و صورت در مريوان، به شهادت رسيد. پيكرپاك روحاني شهيد؛ غلامعلي ترابي، پس از تشييع، در گلزار شهداي مشهد به خاك سپرده شد.
شهيد، در قسمتي از وصيت‌نامه‌ي خود مي‌نويسد: «اميدوارم خواندن قرآن را فراموش نكنيد. هميشه و در همه‌حال خون پاك شهيدان، ناله‌هاي دردناك مجروحين و ضجه‌هاي اسرا را به ياد داشته باشيد، و هيچ‌گاه فرموش نكنيد. اي مردم! زرق و برق شهرها شما را گول نزند، پچ‌پچ دنياپرستان شما را از ياد خدا غافل نكند. خود را مديون خون شهدا، مجروحين و آزادگان و خانواده‌هاي آنان نكنيد و به آنان احترام بگذاريد.»

نظرات خود را ارسال نمایید

دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است، اولین نفری باشید که نظر میدهید.
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
ارسال
پاسخ به
ورودی ها را بررسی نمایید.
پیام سیستم

ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.

🔑
ورود مدیر
نام کاربری :
رمز عبور :
شرح عکس
55 از 55