برای نمایش صحیح سایت تنظیمات جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال نمایید
سبد خرید
نام محصول
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تعداد
مبلغ قابل پرداخت : تومان
ثبت سفارش ورود کاربر کاربر جدید
پیام سیستم
کد فعال سازی حساب کاربری شما به شماره همراه شما و ایمیلتان ارسال شد. برای فعال سازی حساب کاربری کد ارسال شده را در کادر زیر وارد نمایید.
تایید
🔑
ورود به حساب کاربری
ایمیل یا موبایل :
رمز عبور :
ورودی ها را بررسی نمایید. فراموش کرده ام
ورود ثبت نام
تکمیل اطلاعات گیرنده
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
موبایل:
استان :
شهر:
کد پستی:
تلفن ثابت:
آدرس:

انتخاب روش ارسال :ورودی ها را بررسی نمایید.
پیک
سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید. (در مشهد)
25,000 تومان
پست
سفارش خود را در شهر خود تحویل بگیرید.
50,000 تومان
تحویل حضوری
سفارش خود را از درب فروشگاه دریافت کنید.
رایگان

تایید و بررسی
تایید اطلاعات گیرنده و کالا
نام:
کد ملی:
کد پستی:
آدرس:
تلفن ثابت:
موبایل:
کالاهای خریداری شده :
نام محصول
تعداد
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تومان
تومان
مبلغ قابل پرداخت :  تومان
روش ارسال
روش ارسال:
تایید و پرداخت
پیگیری سفارش
تایید انبار
صدور فاکتور
ارسال
تحویل مشتری
تایید
🔑
تغییر رمز عبور
رمز عبور قبلی:

رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:
ورودی ها را بررسی نمایید.
ویرایش مشخصات
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
تلفن ثابت:
استان:
شهر:
کد پستی:
آدرس:
علاقه مندی ها:
ثبت ویرایش

روحانی شهید محمد حسین رمضانی

روحانی شهید محمد حسین رمضانی
محمدحسين رمضاني؛ فرزند حسينعلي، در يكم فروردين ماه سال 1340، در روستاي قرقروك سنگ بست، از توابع مشهد، در يك خانواده‌ي مذهبي، به دنيا آمد. او، دوره‌ي ابتدايي را تا كلاس پنجم، در دبستان بوعلي‌سينا، در روستاي سنگ‌بست، درس خواند. دوره‌ي راهنمايي هم در روستا بود. وي، ديگر به دبيرستان نرفت و بعد از آن به فريمان رفت و مدتي در آن‌جا درس طلبگي خواند. بعد از آن به مشهد آمد و در حوزه‌ي علميه‌ي المهدي به فراگيري علوم ديني و اسلامي پرداخت. او، علاقه‌ي زيادي به علوم ديني داشت. او، داراي ويژگي هاي اخلاقي پسنديده و بارزي بود. بسيار مهربان و متواضع بود و به پدر و مادرش احترام مي‌گذاشت. او، كمك به نيازمندان را از واجبات زندگي خود مي‌دانست و با اين كه در خانواده‌ي مستضعف زندگي مي‌كرد و از جهت مالي در سطح عالي نبود، تا جايي كه امكان پذير بود به مستضعفان و دردمندان كمك مي‌كرد.

 تاریخ و محل ولادت: 1340/01/01         مشهد مقدس
 تاریخ و محل شهادت: 1361/04/22           شلمچه
 آغاز حیات جاودان: 21 سال و 3 ماه و 21 روز
 وضعیت تاهل: متاهل
 نام پدر: حسین علی
 شغل پدر: کشاورز
 مذهب: شیعه
 تحصیلات کلاسیک: راهنمائی
 تحصیلات حوزوی: مقدمات
 مسئولیت: تیربارچی
 نحوه شهادت: جاویدالاثر
 مزار مطهر: مشهد مقدس / بهشت رضا (ع)
محمدحسين رمضاني؛ فرزند حسينعلي، در يكم فروردين ماه سال 1340، در روستاي قرقروك سنگ بست، از توابع مشهد، در يك خانواده‌ي مذهبي، به دنيا آمد. او، دوره‌ي ابتدايي را تا كلاس پنجم، در دبستان بوعلي‌سينا، در روستاي سنگ‌بست، درس خواند. دوره‌ي راهنمايي هم در روستا بود. وي، ديگر به دبيرستان نرفت و بعد از آن به فريمان رفت و مدتي در آن‌جا درس طلبگي خواند. بعد از آن به مشهد آمد و در حوزه‌ي علميه‌ي المهدي به فراگيري علوم ديني و اسلامي پرداخت. او، علاقه‌ي زيادي به علوم ديني داشت. او، داراي ويژگي هاي اخلاقي پسنديده و بارزي بود. بسيار مهربان و متواضع بود و به پدر و مادرش احترام مي‌گذاشت. او، كمك به نيازمندان را از واجبات زندگي خود مي‌دانست و با اين كه در خانواده‌ي مستضعف زندگي مي‌كرد و از جهت مالي در سطح عالي نبود، تا جايي كه امكان پذير بود به مستضعفان و دردمندان كمك مي‌كرد. همچنين، به خانواده‌هاي ايثارگر، جانباز و رزمنده از نظر مالي و معنوي رسيدگي مي‌كرد و همچنين به پدر و مادرش در كارهاي كشاورزي كمك مي‌كرد. از غيبت و ديگر گناهان پرهيز مي‌كرد و اگر كسي اشتباهي مي‌كرد با خوشرويي به او تذكر مي‌داد. او، اوقات فراغتش را به مطالعه‌ي كتاب‌هاي شهيد مطهري و ورزش كردن مي‌پرداخت. از همان كودكي به فرايض ديني، از جمله نماز و روزه خيلي علاقه داشت. اغلب اوقات، نمازش را در مسجد با جماعت مي‌خواند. ديگران را نيز تشويق به شركت در نماز جماعت مي‌كرد و بعد از نماز به خواندن قرآن و دعا مشغول مي‌شد. در جلسات قرآن و مجالس مذهبي، دعا و عزاداري ائمه عليهم السلام شركت مي‌كرد و اغلب اوقات شب‌ها بيدار مي‌شد و نماز شب مي‌خواند و حتي روضه‌خواني مي‌كرد. او، به پرداخت خمس و زكات اهميت فراواني مي‌داد و مي‌گفت: خمس و زكات مالتان را بدهيد؛ چون اگر مال حرامي در خانه باشد، خير و بركتي در آن خانه نيست.8 دايي شهيد؛ آقاي شرفيان، مي‌گويد: « ايشان، وقتي به مدرسه‌ي علميه مي‌رفت موقع برگشت، دير به خانه مي‌آمد مي‌پرسيدم كه چرا دير آمدي؟ مي‌گفت من در راه خانه سوره‌هايي از قرآن را كه حفظ هستم مي‌خوانم. يا حتي وقتي به همراه برادرش به مزارع پدرش مي‌رفت، در روزهاي جمعه راديو را با خودش مي‌آورد، و در حين درو كردن محصولات به خطبه‌هاي نماز جمعه گوش مي‌داد. او، كمك به محرومين را دوست داشت. يك روز هنگام برگشت به خانه پيرمردي را مي‌بيند كه يك جفت پوتين به روي شانه‌ها دارد و از مردم تقاضا مي‌كند كه چكمه‌ها را از او بخرند. وي، وقتي وضع پيرمرد فقير را ديد به طرفش رفت و كفش‌ها را از او خريد. گفتم: تو كه كفش داري چرا اين‌ها را خريدي؟ گفت: من اين كار را كردم تا او پولي براي امرار معاش به دست بياورد. او، در دوران انقلاب، در روستاي سنگ‌بست، نقش مبلغ داشت و در آگاه كردن و روشن نمودن افكار مردم، و آشكار كردن ماهيت پليد رژيم شاه، نقش به سزايي داشت. ايشان، همچنين اعلاميه‌هاي حضرت امام قدس سره را از حوزه دريافت مي‌كرد و در بين مردم پخش مي‌كرد. او، در اكثر تظاهرات‌ها و راهپيمايي‌ها شركت داشت. روحاني شهيد؛ محمدحسين رمضاني، معتقد بود كه امام رحمه الله به خاطر به ثمر رساندن انقلاب اسلامي، رنج‌هاي فراواني را متحمل شده و با فداكاري و از خود گذشتگي فراوان توانسته مردم مظلوم ايران را از زير بيرق استعمار و استكبار برهاند. او، پس از پيروزي انقلاب و خودنمايي گروهك‌هاي ضد انقلاب، در صورت برخورد با آن‌ها به بحث و گفتگو مي‌پرداخت و شديداً برخورد مي‌كرد و براي ارشاد هواداران فريب خورده‌ي گروهك‌ها، تلاش مي‌كرد. او، يكي از مخالفين سرسخت بني‌صدر بود. بعد از تحصيل، وارد بسيج شد. او، يكي از اعضاي فعال بسيج المهدي بود و در گشت‌هاي شبانه شركت مي‌كرد. بعد تصميم گرفت در ارگاني مشغول به كار شود. بنابراين جزء نيروي دريايي شد. چند ماهي را در آن‌جا خدمت كرد، و بعد از مدتي از آن جا بيرون آمد. او، به نظام و امام خميني خيلي علاقه داشت، به همين دليل وارد سپاه شد تا بيشتر بتواند خدمت كند. پدرش؛ حسينعلي رمضاني، مي‌گويد: « يك روز، با موتوري از سپاه آمده بود به او گفتم مرا تا جايي ببرد. گفت: اين وسيله مال بيت‌المال است و من نمي‌توانم شما را با آن، جايي ببرم.» سرانجام، ايشان، از طريق بسيج سپاه، وارد ميادين جنگ شد. روحاني شهيد؛ محمدحسين رمضاني، رفتن به جبهه را دفاع از اسلام و دين مي‌دانست. او، با روحيه‌اي قوي كه داشت، براي دفاع از حق جنگيد. او، عاشق شهادت بود و هنگامي كه مي‌خواست به جبهه اعزام شود، غسل شهادت مي‌كرد. مسئوليت او، در جبهه‌هاي جنگ، تيربارچي بود. او، در 21 سالگي، قبل از اولين اعزامش به جبهه، با زهرا رضايي، ازدواج ‌كرد. زندگي مشترك آن‌ها بسيار كوتاه بود. مراسم ازدواجشان بسيار ساده برگزار شد، به طوري كه با يك جعبه شيريني و يك انگشتر و تو گردني، انجام گرفت. او، دو بار از طريق بسيج عازم جبهه‌هاي نبرد گرديد. اولين مرتبه حدود 4 ماه به منطقه‌ي اهواز و ارتفاعات الله‌اكبر رفت و در دومين مرتبه عازم شلمچه شد، كه بعد از 12 روز نبرد بي‌امان با عراقي‌ها، به شهادت ‌رسيد. ايشان، در عمليات رمضان، در منطقه‌ي شلمچه، پس از به هلاكت رساندن بسياري از نيروهاي بعثي، در تاريخ 23/4/1361، مفقودالاثر گرديد.

روحاني شهيد؛ محمدحسين رمضاني، در آخرين اعزام، از مادر و تمام خانواده‌، طلب پوزش خواست و حلاليت طلبيد و به برادرش گفت: اگر من به شهادت رسيدم، تو بايد درس طلبگي بخواني و راه مرا در حوزه ادامه بدهي. از همه مي‌خواست كه مراقب و مواظب انقلاب باشند و براي پيشبرد اهداف انقلاب، تلاش كنند. از خواهرش خواست كه حضرت زهرا سلام الله عليها و زينب سلام الله عليهما را الگو قرار دهد، و واجبات مذهبي را مطابق امر خدا انجام بدهد، و مي‌گفت: در راه امام و ولايت فقيه گام برداريد. پشتيبان و حامي رهبري باشيد. در راه شهدا گام برداريد.
پيكر مطهر روحاني شهيد؛ محمدحسين رمضاني، ده سال پس از شهادتش، در سال 1371، در بهشت رضا عليه السلام به خاك سپرده شد.

نظرات خود را ارسال نمایید

دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است، اولین نفری باشید که نظر میدهید.
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
ارسال
پاسخ به
ورودی ها را بررسی نمایید.
پیام سیستم

ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.

🔑
ورود مدیر
نام کاربری :
رمز عبور :
شرح عکس
55 از 55