برای نمایش صحیح سایت تنظیمات جاوا اسکریپت مرورگر خود را فعال نمایید
سبد خرید
نام محصول
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تعداد
مبلغ قابل پرداخت : تومان
ثبت سفارش ورود کاربر کاربر جدید
پیام سیستم
کد فعال سازی حساب کاربری شما به شماره همراه شما و ایمیلتان ارسال شد. برای فعال سازی حساب کاربری کد ارسال شده را در کادر زیر وارد نمایید.
تایید
🔑
ورود به حساب کاربری
ایمیل یا موبایل :
رمز عبور :
ورودی ها را بررسی نمایید. فراموش کرده ام
ورود ثبت نام
تکمیل اطلاعات گیرنده
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
موبایل:
استان :
شهر:
کد پستی:
تلفن ثابت:
آدرس:

انتخاب روش ارسال :ورودی ها را بررسی نمایید.
پیک
سفارش خود را درب منزل تحویل بگیرید. (در مشهد)
25,000 تومان
پست
سفارش خود را در شهر خود تحویل بگیرید.
50,000 تومان
تحویل حضوری
سفارش خود را از درب فروشگاه دریافت کنید.
رایگان

تایید و بررسی
تایید اطلاعات گیرنده و کالا
نام:
کد ملی:
کد پستی:
آدرس:
تلفن ثابت:
موبایل:
کالاهای خریداری شده :
نام محصول
تعداد
مجموع قیمت
قیمت با تخفیف
تومان
تومان
مبلغ قابل پرداخت :  تومان
روش ارسال
روش ارسال:
تایید و پرداخت
پیگیری سفارش
تایید انبار
صدور فاکتور
ارسال
تحویل مشتری
تایید
🔑
تغییر رمز عبور
رمز عبور قبلی:

رمز عبور جدید:
تکرار رمز عبور جدید:
ورودی ها را بررسی نمایید.
ویرایش مشخصات
نام:
نام خانوادگی:
کد ملی:
تلفن ثابت:
استان:
شهر:
کد پستی:
آدرس:
علاقه مندی ها:
ثبت ویرایش

روحانی شهید حسن ادیبی

روحانی شهید حسن ادیبی
شهید حسن ادیبی در تاریخ 1342 در شهر قوچان ، روستای گنبد جق به دنیا آمد. نام پدرش علی اکبر و شغل ایشان کشاورز بود. نام مادرش راضیه و شغل ایشان خانه دار بود. شهید دوران ابتدائی را در روستا تحصیل کرد و بعد از دوران ابتدائی در شهرستان قوچان در مدرسه علمیه امام (ره) مشغول به تحصیل دروس علمیه شد. او نزد استاد خود؛ یعنی شیخ غلامعلی پور کسب فیض میکرد. شهید ادیبی علاوه بر درس و بحث طلبگی از جنگ غافل نبود. در چند مرحله عازم جبهه های نبرد شد.

 تاریخ و محل ولادت: 1342/10/09 قوچان / روستای گنبد جق 
  تاریخ و محل شهادت: 1366/02/06 بانه 
  آغاز حیات جاودان: 23 سال و 3 ماه و 7 روز 
  وضعیت تاهل: متاهل 
  نام پدر: علی اکبر 
  شغل پدر: کشاورز 
  مذهب: شیعه 
  تحصیلات کلاسیک: پنجم ابتدایی 
  تحصیلات حوزوی: سطح 1 
  مسئولیت: رزمنده / مبلغ 
  نحوه شهادت: بمباران شیمیایی 
  نام عملیات: کربلای 10 
  مزار مطهر: قوچان / گزار شهدای روستای گنبد جق
اشاره ای به فعالیت های شهید:
  وی علاوه بر درس و بحث طلبگی از جنگ غافل نبود و در چند مرحله عازم جبهه های نبرد شد.
 وی در کردستان جنگید و در نبردی افتخار آمیز با گروهک دمکرات و منافقین برگی زرین بر افتخارات خود افزود.
 پس از بازگشت از جبهه مشغول تحصیل شد اما روح تشنه ی او به کسب معنویات جبهه وی را مجدداً عازم جبهه مهران کرد.
 پس از بازگشت عازم مشهد مقدس شد و در مدرسه ی امام محمد باقر عليه السلام» زانوی تلمذ بر زمین زد و در جوار مرقد مطهر آقا ثامن الائمه (ع) به کسب علم و تهذیب پرداخت. 
 وی پس از شرکت در عملیات کربلای ۱۰ شیمیایی شد و در بانه به تاریخ ۶۶/۳/۶ به شهادت رسید. 
 این شهید عزیز چنان شیفته ی جهاد فی سبیل الله بود که پس از پیشنهاد ازدواج گفت: «اگر من به جبهه نروم فردای قیامت جواب این شهدا را چگونه خواهم داد پس موظفم چون آموزش دیده هستم، در جبهه باشم.»

زندگینامه:
حسن ادیبی؛ فرزند علی اکبر در نهم دی ماه سال ۱۳۴۲ در روستای گنبد جق از توابع شهرستان قوچان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در روستای زادگاهش به اتمام رساند. سپس برای ادامه ی تحصیل به قوچان مهاجرت کرد و در مدرسه ی علمیه ی امام مشغول فراگیری علوم اسلامی گردید. او نزد استاد خود؛ یعنی شیخ غلامعلی پور کسب فیض میکرد. شهید ادیبی علاوه بر درس و بحث طلبگی از جنگ غافل نبود. در چند مرحله عازم جبهه های نبرد شد. ایشان اولین بار به عنوان بسیجی عازم جبهه شد و چند ماهی که در کردستان بود مشغول پاکسازی مناطق قشلاق و دولت قلعه شد، سپس در محاصره ی ضد انقلاب دمکرات و منافقین افتادند و در نبردی افتخار آمیز با گروهک دمکرات و منافقین برگی زرین بر افتخارات خود افزود. روحانی شهید حسن ،ادیبی پس از بازگشت از جبهه دوباره مشغول تحصیل شد اما روح تشنه ی او به کسب معنویات جبهه وی را مجدداً عازم جبهه ی مهران کرد. در عملیات مهران کارش در مخابرات بود. بعد از ۵ ساعت درگیری تن به تن موفق شدند که دشمن را به عقب نشینی وادار کنند. او، در کنار دوست و یکی از نزدیکان خود؛ شهید نوایی، در این عملیات شرکت داشت. حسن، هنگام نماز دعا میکرد و گریه می کرد تا این که بعد از ۲۰ روز، جنازه ی شهید نوایی را پیدا کرد و او را به مشهد آورد و تشییع شد. پس از بازگشت از جبهه عازم مشهد مقدس شد، و در مدرسه ی امام محمد باقر علیه السلام مشغول به تحصیل گردید و در جوار مرقد مطهر آقا؛ ثامن الائمه علیه السلام به کسب علم و تهذیب پرداخت. بارها پدر اصرار کرده بود که بیاید و عروسی کند و زنش را به خانه بیاورد. ولی او چنان شیفته ی جهاد فی سبیل الله بود که میگفت: اگر من به جبهه نروم فردای قیامت جواب این شهدا را چگونه خواهم داد. پس موظفم چون آموزش دیده هستم در جبهه باشم. در مدت ۷ سال تحصیل علوم دینی، ۱۱ ماه در جبهه بود در عملیات کربلای ۱۰ بعد از ۳ ماه خدمت در بانه در تاریخ ۱۳۶۶/۲/۶ در اثر سلاح شیمیایی به درجه ی رفیع شهادت نایل گردید.

وصیتنامه:
شهدا شمع محفل بشريتند (استاد شهيد مرتضي مطهري) 
به نام الله درهم کوبنده تمام ستمگران. 
با درود و سلام بر يگانه منجي عالم بشريت، حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه- و نايب بزرگوارش، رهبر کبير انقلاب اسلامي و با درود و سلام بر رزمندگان اسلام در سرتاسر جهان و با درود و سلام بر مفقودين، جانبازان، اسرا، معلولين و مجروحين جبهه‌هاي نور عليه ظلمت. با درود و سلام بر شهداي صدر اسلام و علي الخصوص شهداي 15 خرداد سال 1342 و شهداي سال 1357 انقلاب اسلامي و شهداي هفت تير حزب جمهوري اسلامي و شهداي دفتر نخست‌وزيري و ديگر شهداي والامقام و شهداي تمام جبهه‌هاي حق عليه باطل که تا کنون با خون پاک و مطهرشان، درخت تنومند اسلام آبياري نموده اند. 
خدايا! اکنون وصيتم را با نام و ياد تو آغاز مي‌کنم: (ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي‌القوم الکافرين) . خدايا! امت اسلام را صبر و استقامت عطا فرما تا در مقابل کافران و دشمنان خدا پايداري کنند و سپس بر آنها غلبه کنند. خدايا! شهادت مي‌دهم که غير از تو خدايي نيست و محمد -صلی الله علیه و آله- رسول و فرستاده توست و علي -علیه السلام- وصي رسول خداست. خدايا! از اين که به من عقل، هوش، چشم، گوش، فهم، بينايي و... عطا کردي، سپاسگزارم. خدايا! از تو مي‌خواهم در هنگامي که شيطان به سراغم مي‌آيد، او را از من دور سازي و مرا قوت و آرامش عطا فرمايي. هدف من از آمدن به جبهه اين است که هميشه آرزو مي‌کردم تا روزي بتوانم اين همه حرف زدن را به عمل ثابت کنم. اسلام فقط شعار نيست، بلکه عمل است و هرگز دوست ندارم در بستر مرگ کشته شوم، بلکه مي‌خواهم در راه رضاي خدا مثل مولايم علي و حسين -علیهما السلام- و ساير ائمه علیهم السلام- که ثابت کرده‌اند بنده خدا هستند- کشته شوم و اول پيروزي بر کافران و بعد شهادت در کنارش که حق است و آيه‌اي از قرآن بر همين مطلب دلالت دارد: ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل‌الله اموات بل احياء و لکن لاتشعرون . « به کساني که در راه خدا کشته مي‌شوند ، مرده نگوييد بلکه اينها زنده هستند و لکن شما نمي‌دانيد». بارها فکر مي‌کردم که کاش در زمان امام حسين -علیه السلام- بودم و در جنگ با کفار، به امام حسين -علیه السلام- ياري مي‌کردم و حالا ديدم حسين زمان، خميني بت شکن است و اين را بر خود واجب دانستم که به جبهه بيايم و با کفار بجنگم زمان و به ياري خداوند تعالي به هدفم رسيده، خداوند سعادت را نصيب من کرد. اميدوارم که شما برادران حزب اللهي براي من حقير دعا کنيد که گناهان مرا خداوند مورد عفو قرار دهد و اين را به کوردلان تاريخ بگوييد: مرا به زور به جبهه نفرستادند بلکه خودم راه حقيقي را انتخاب کردم، راه حقيقت و درستي است و شما همه ‌مي د‌انيد. از شما مي‌خواهم امام عزيز، آن مجاهد کبير و سلاله امام حسين -علیه السلام- رهبر کبير انقلاب اسلامي را ياري کنيد و او را تنها نگذاريد. امر به معروف و نهي از منکر کنيد، نماز را با حضور قلب به پاي داريد و در نماز جماعت و جمعه‌ شرکت کنيد که رسول خدا -صلی الله علیه و آله- مي‌فرمايد: «يهود امت من کساني هستند که در نماز جماعت شرکت نمي‌کنند». 
برادران! قدر همديگر را بدانيد و پيش هم که رسيديد به همديگر سلام کنيد و اختلافات جزئي و اختلاف سليقه‌ها را کنار بگذاريد. شيطان را از خود دور کنيد و يک لحظه غافل نشويد. اما شما اي پدر و مادر و برادران و خواهران عزيزم! اگر شهادت نصيب من شد، من راضي نيستم طوري براي من عزا بگيريد که دشمنان اسلام شاد شوند. پدر جان! ان‌شاءالله مرا مي‌بخشيد که نتوانستم در کارهايتان کمک مؤثري براي شما باشم؛ زيرا که احساس مسؤوليت در قبال خون شهيدان ايجاب مي‌کرد که من تنها به فکر رفاه خود و زندگي روزمره نباشم و در حد توان خود ادامه دهندة راه آنان باشم و به شما نيز توصيه مي‌کنم، در جريان مسائل انقلاب باشيد، اگر توفيق آمدن به جبهه را پيدا کنيد، خواهيد ديد که چگونه افرادي که خودشان احتياج به کمک مالي دارند، همان دارايي ناچيزشان را وقف جبهه‌ها کرده‌اند و در نهايت ايثار، جان خود و فرزندانشان را نيز بر سر اين انقلاب گذاشته‌اند. برادرم! اگر چه در چند سال اخير کمتر در کنار هم بوديم؛ ولي هيچ‌گاه خود را جدا احساس نمي‌کردم و مي‌دانم که در زندگي هميشه در پي رسيدن به هدف- که همان رشد و تعالي انسان و آمادگي بيشتر براي خدمت به جامعه است- تلاش مي‌کنيم. اميدوارم در شغلت رضاي خدا را در نظر بگيري و موفق باشي. پدر و مادر عزيزم! من هيچ روزه و نماز قضا ندارم. پدر عزيزم! اگر توانستيد از کتاب‌هايم استفاده کنيد، چه بهتر و اگر نتوانستيد کتابهايم را يا به طلبه‌ها هديه بنماييد،و يا به يکي از مدارس علمي هديه نماييد.

نظرات خود را ارسال نمایید

دیدگاهی برای این مطلب نوشته نشده است، اولین نفری باشید که نظر میدهید.
نام :
ایمیل :
دیدگاه :
ارسال
پاسخ به
ورودی ها را بررسی نمایید.
پیام سیستم

ات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.کاربر عزیز برای استفاده از امکانات سایت نیاز به آپدیت مرورگر شما می باشد.لطفا بعد از آپدیت مرورگرتان دوباره مراجعه نمایید.

🔑
ورود مدیر
نام کاربری :
رمز عبور :
شرح عکس
55 از 55