سيدعلي طاهري؛ فرزند سيدمحمد و فاطمه، در چهارم شهريور ماه 1341، در روستاي مزده كاشمر و در خانوادهاي مذهبي، متولد شد. در 5 سالگي، براي آشنايي با قرآن، روانهي مكتب شد. پس از فراگيري قرآن، در 7 سالگي قدم به مدرسه نهاد. دوران ابتدايي را با موفقيت به پايان رسانيد. سيدعلي، پس از گذراندن دوران ابتدايي، وارد مدرسهي راهنمايي شد و همزمان با تحصيل در دوره ي راهنمايي به فراگيري دروس حوزوي پرداخت. روزها به منزل روحاني محل ميرفت و درس جامعالمقدمات را در محضر ايشان فرا گرفت. علاقهي فراوان او به معارف اسلامي باعث گرديد تا براي ادامهي تحصيل علوم ديني به مشهد مقدس عزيمت كند. در همين دوران بود كه انقلاب اسلامي اوج گرفت. زمان انقلاب، سيدعلي طاهري، در تظاهرات و راهپيمايي شركت ميكرد. در پخش اعلاميههاي آية الله خميني، نقش موثري داشت. يك روز مردم انقلابي را جلوي پاسگاه خليلآباد برد و عكس شاه را جلوي ماموران پاسگاه پاره كرد و مرگ بر شاه ميگفت. او، بسيار شجاع و بيباك بود و از انقلابيون فعال آن زمان به شمار ميآمد. سيدعلي طاهري، در مدرسه علميه امام محمد باقرعليه السلام، در مشهد مقدس، با اشتياق فراوان به امر تحصيل مشغول شد. او، از طلاب متقي و پرهيزكار حوزه به شمار ميآمد. شب زندهداري و تهجد او زبانزد همگان بود. بسياري از اوقات را روزه ي مستحبي ميگرفت. نسبت به فقرا و مستمندان رئوف و مهربان بود. احترام خاصي براي پدر و مادر قائل بود. او، با شروع جنگ تحميلي، با آن كه علاقهي فراواني به تحصيل و معارف ديني داشت به نداي رهبر كبير انقلاب لبيك گفته و به جبهههاي حق عليه باطل شتافت. سيدعلي طاهري، در جبهه، به عنوان روحاني گردان مشغول خدمت بود. هدفش از رفتن به جبهه، دفاع از نواميس ، انقلاب اسلامي و ولايت فقيه بود. او، مدت 2 ماه، در جبهههاي حق عليه باطل، با دشمن متجاوز جنگيد. قبل از عمليات فتحالمبين، گويي به ايشان الهام شده بود كه به شهادت ميرسد، از پيش آماده شد بود و غسل شهادت كرده بود. به همرزمانش ميگفت: من در اين عمليات شهيد ميشوم.
بيبي زهرا طاهري؛ خواهر شهيد، چنين بيان ميكند: « چهل روز بود كه سيدعلي، روزه ميگرفت. گفتم: براي چه روزه ميگيري؟ در اين هواي گرم چه طور طاقتميآوري؟» سيدعلي، گفت: « خواهرم! اگر امام دستور بدهد كه تمام عمر روزه بگيريد تا آخر عمرم روزه ميگيرم، تا دشمنان اسلام بدانند نميگذاريم كوچكترين لطمهاي به ايران و مملكت اسلامي وارد شود.»
او، عاشق حضرت امام بود و آرزوي ديدار ايشان را داشت. سيدعلي طاهري، در عمليات فتحالمبين و در منطقه ي عملياتي شوش، در تاريخ ششم فروردين ماه 1361، بر اثر اصابت تركش، به درجهي رفيع شهادت نائل گشت. پيكر روحاني شهيد؛ سيدعلي طاهري، در روستاي مزده (فتحالمبين) كاشمر، به خاك سپرده شد.
وصیتنامه
درود به رهبر كبير انقلاب، بت شكن زمان و حامي مستضعفان جهان، امام خميني و درود بر شما مردم با همت و ايثارگر ايران و درود به رزمندگان جانباز اسلام و سلام گرم گرم بر شهيدان از صدر اسلام تا عصر و زمان خصوصاً سالار شهيدان، امام سوممان حسين بن علي (عليه السلام) كه در روز عاشورا فرمود: (هل من ناصر ينصرني و هل من معين يعينني) لبيك يا حسين جان! جواب آن روزت را امروز به فرزندت خميني ميدهيم. خداوندا! من گواهي ميدهم به وحدانيت و يكتا بودن تو و از تو ميخواهم من را در اين هدفي كه در پيش دارم كمك كني و تو خودت ميداني كه من اين راه را كه هدف من اسلام و برقرار بودن پرچم الله است، با چشمي باز و فكري روشن انتخاب كردم و از تو مسألت دارم شهادت را كه بهترين مرگها است، نصيبم گرداني. اينجانب سيد علي طاهري، چون رفتن به جبهه را بر خود واجب دانستم، در روز 10/12/1360 براي مبارزه با كفار به عنوان يك طلبه و سرباز كوچك اسلام عازم جبهه شدم و لازم دانستم وصيت و چند پيام كه براي پدر و مادر و مردم ايران و بسيجيان محترم بنويسم، چون پيامبر (صلياللهعليهوآله) فرمود: هر كس بدون وصيت بميرد، به دين يهود و نصارا مرده است. پدر جان! شما كه ميدانيد من عايدي كه در دنيا ندارم به جز چند كتابي كه در مدرسه دارم و آنها را به كتابخانه مدرسه امام محمد باقر (عليهالسلام) بدهيد و كمي پول كه در دست خواهرم است براي جنگ و يك چيز ديگري كه در دنيا داشتم و آن هم جان ناقابلم بود، فداي اسلام و قرآن باد. و اما مادر مهربان! شما به من زياد خوبي و مهرباني كرديد و حق بزرگي در گردن من داري و من نتوانستم در اين ايام، نيكي به شما بكنم به جز اينكه شما را به زحمت بيندازم و يا اذيت كنم، ببخشيد و مرا حلال كن. مادر جان! براي من گريه نكنيد كه دشمنان اسلام خوشحال شوند و شما شاد باشيد تا دشمنان ناراحت و گريان و بايد افتخار كنيد كه توانستهايد فرزندي بزرگ كنيد و آن را در راه اسلام و قرآن عزيز هديه بدهيد و عاقبت كه انسان بايد بميرد خوب است بهترين مرگها را كه شهادت است، انتخاب كند. و اما پدر گرامي و بزرگوار! شما بر گردن من حق بزرگي داريد و مرا ببخشيد كه خداوند شما را خواهد بخشيد انشاءالله و صبر پيشه كنيد چون خداوند تبارك و تعالي ميگويد: (ان الله مع الصابرين) خداوند با صبر كنندگان است. و شما به كشاورزي با نيتي الهي ادامه دهيد و با كشاورزي مشت به دهن غرب و شرق بزنيد. و از برادران عزيزم ميخواهم همين كه بزرگ شدند اسلحه من را بردارند و به جنگ دشمنان اسلام به پا خيزند. و به خواهرانم هم ميگويم سنگري كه به عهده آنها ميباشد و آن سنگر حجاب است پر كنند و هر خواهر مسلماني بايد با حجابشان مشتي شوند و بكوبند بر دهان ياوهگويان. و اينك سخن كوتاه و پر محتوايي براي برادران طلبه دارم: اي برادران طلبه و روحاني كه در مدرسه علميه امام محمد باقر (عليهالسلام) چند صباحي با هم بوديم و محبت و دوستي شما از دلم بيرون نميرود! به شما به عنوان برادرانه و دلسوزانه ميگويم به درس و بحث خود اهميت زياد بدهيد چون آينده اسلام شماييد و همانطور كه استاد ارجمندمان حجت الاسلام حاج آقاي دياني درنماز و نماز شب تاكيد، داشتند شما هم اهميت بدهيد، چون نورانيت و به كمال رسيدن شما در آن است. خداوند استاد محترم و شما را سعادتمند و علم با عمل با بيان توأم با ايمان عنايت فرمايد. پيام و پيشنهاداتي به برادران بسيجي:اي بسيجيان محترم! اي لشكر الهي! اي قشون فنا ناپذير حق! اي انسانهاي متعهد! اي ملت مسؤول! اي دژهاي پولادين اسلام! اي صميمي دين! اي ياوران خستگي ناپذير قرآن! اي پيروان راستين اسلام! اي دلباختگان راه الله! اي عاشقان سنگر عشق و شربت شهادت! با درود بيپايان، اينجانب طبق ارادتي كه به شما دارم امور زير را به حضورتان پيشنهاد ميكنم. 1- پيوسته خود را مقابل خدا ببينيد و همه خدمات خود را به قصد عبادت و خدمت به كشور اسلام و ملت اسلام انجام دهيد. 2- از نفوذ ايادي دشمن و انسانهاي هواپرست و دنيادوست و رياستطلب در ميان خودتان بپرهيزيد كه سبب فساد نگردند. 3- متوجه باشيد كه جامعه امروز ما نياز به انسانهاي پاك و خالص دارد كه همه هواها و خودخواهي را كنار بگذارد و در خدمت حق باشد؛ پس بكوشيد كه چنين باشد. 4- مواظب باشيد كه هر چه مقام پيدا كنيد و پستتان بالاتر رود خود را كوچكتر ببينيد و تواضعتان بيشتر گردد كه بيترديد روش و عمل و خوي انبياي الهي چنين است. 5- به خواست خداوند آينده اين كشور مقام رهبري وهدايت ومبدا نهضت مسلمانان ومستضعفان جهان خواهد بود و خود را براي مقام والا و مسؤوليتي بزرگ مهيا كنيد كه به فرموده امام صادق (عليهالسلام) بايد اسلام از اين مركز توحيد به سراسر جهان منتشر گردد و انشاءالله به همت والاي شما اين عمل انجام خواهد يافت. چند دعا: پروردگارا! اين جوانان سراپا شوري كه به سوي تو و به طرف زنده كردن هدف انبياء بسيج شدهاند را نيرو و قدرت كامل عنايت فرما و همه شان را محبت قرآن، عشق به حق، قدرت ايمان، قدرت بازو، خدمت به جامعه، خلوص نيت، صفاي روح، سعادت دو جهان، اصلاح خويشتن، انديشه درست، فكر رسا، پيروزي بر دشمن، غلبه بر نفس مرحمت فرما. خداوندا! تو را به جان مهدي تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار. ديگر عرضي نيست و شما پدر و مادر و همه ملت ايران را به خداوند تبارك و تعالي ميسپارم. پيروز بود، پيروز هست، اسلام.